تبلیغات
مسلسل ----آموزش نظامی - تاملی بر عملکرد رسانه ای در زلزله آذربایجان انقلاب معرفتی یا مرده خوری سیاسی

جانم فدای رهبر

تاملی بر عملکرد رسانه ای در زلزله آذربایجان انقلاب معرفتی یا مرده خوری سیاسی

نویسنده :جامانده
تاریخ:شنبه 4 شهریور 1391-10:33 ق.ظ

تاملی بر عملکرد رسانه ای در زلزله آذربایجان
انقلاب معرفتی یا مرده خوری سیاسی
تاملی بر عملکرد رسانه ای در زلزله آذربایجان
انقلاب معرفتی یا مرده خوری سیاسی

میثم مهدیار : حادثه تلخ زلزله اگر چه باعث مرگ تعدادی از هموطنانمان شد اما گویی باعث زنده شدن برخی مردگان دیگر شده است. وقتی یک جریان مرده سیاسی از جلب آرای مردم نا امید شده باشد دست به دامن مردگان می شود تا بیشتر از این در گرداب فراموشی سپرده نشود.حتی اگر در این راه مجبور شود از روی جنازه هموطنان نیز عبور می کند.در ده روز گذشته علاوه بر سیل کمکهای مردمی به مناطق آسیب دیده از زلزله،طیفی از دوستان سیاسی نیز (البته با سر و صدا ی بسیار زیاد) به جمع مردم یاری دهنده پیوستند.در ابتدای امر که در شبکه های اجتماعی درخواستهای کمک این طیف را دنبال می کردم خوشحال بودم که اگر چه زلزله حادثه ای تلخ است  اما باعث همگرایی گروههای مختلف مردم و اتحاد آنها شده است. از این نیز خوشحال بودم که برخی گروههای سیاسی که در گذشته دغدغه های اجتماعی شان از خیابان پاسداران تهران پایین تر نمی آمد احتمالا پس از شکستهای پی در پی در عرصه های سیاسی  و در یک چرخش معرفتی زودتر از دیگر گروههای سیاسی  متوجه این امر مهم شده اند که سیاست در زمین فرهنگ و اجتماع می جوشد و برای بازسازی پایگاه اجتماعی خود به عرصه های عام المنفعه و آن هم در مناطق روستایی و محروم شتافته اند.اما این خوشحالی دیری نپایید و سیل دروغها و تهمت ها و خبرسازی های این طیف در مورد کم و کیف امداد رسانی هلال احمر و بسیج و دیگر ارگانها در مناطق زلزله زده امیدمان را به یاس تبدیل کرد.

 
البته برای نگارنده جالب بود که چگونه برخی که تا دیروز قشر مستضعف جامعه را "لشگر قابلمه به دست" و "دلفین های ...." می دانستند امروز بانگ حمایت از محرومین و مستضعفین برداشته اند.
 
آنهایی که تا دیروز رای روستاییان به رییس جمهور 24 میلیونی را "رای بی کیفیت " می دانستند حالا با خرابه های زلزله عکس یادگاری می گرفتند.
برخی که تا دیروز رییس جمهور را به خاطر انقلاب در ساختار تمرکزگرای سازمان مدیریت و برنامه ریزی را شماتت می کردند و حضور چهار باره  هیات دولت در مناطق محرومی که گاه پای هیچ مسئول محلی هم  بدانجا نرسیده بود عوام فریبی می دانستند امروز زیرعلم حمایت از زلزله زدگان محروم سینه می زنند.
 آنهایی که تا دیروز با شنیدن نام روستا تنها ویلاهای شمال و... را به یاد می آوردند امروز برای روستائیان اشک تمساح می ریختند. آنهایی که تا دیروز سهام عدالت را گداپروی می دانستند امروز برای کمک به محرومان شماره حساب می دادند. 
 
آنهایی که از آذربایجان تنها بازار تبریزش را می شناختند و هتلهای کندوانش را، امروز به یاد روستاییان آذربایجان افتاده بودند.
 
آنهایی که رسانه هایشان هیچگاه نه اسم و رسم و نه عکس پیامبر بشاگرد یعنی مرحوم حاج عبدالله والی را به خود ندیده است امروز اسوه همیاری به هموطنان شده اند.آنهایی که سال گذشته هیچگاه خبر شهادت دانشجوی بسیجی علی جنیدی را که در اثر سانحه ای در اردوهای جهادی در روستاهای محروم غرب کشور به کاروان شهدا پیوست را جزو ارزشهای خبری خود ندانستند امروز جهادی شده بودند.
 
حاج عبدالله والی، مسئول کمیته امداد امام خمینی بشاگرد
 
چرا؟ آیا واقعا یک انقلاب معرفتی در این طیف ایجاد شده بود؟!
 اما با پیگیری رفتارهای رسانه ای چند روز گذشته این طیف پاسخ به این چرا، دیگر خیلی سخت نیست!ساده ترین دلیلش این است که  آذربایجان نه تنها بر روی یک گسل زمین شناختی که به زعم آنها بر روی یک گسل قومی-زبانی بنا شده است. گسلی که می تواند دستاویز خوبی برای فشار به حاکمیت باشد.گسلی که می تواند با بهانه ظلم و بی توجهی حاکمیت به قومیت ها حرکت به اصطلاح سبز ایجاد کند! این را البته در آزمون روز قدس آذربایجان محک زدند و چه بد آزمونی بود برای آنها! که فهمیدند مردم ایران هرکجا خانه ای آوار شود چه توسط زلزله و چه توسط بلدوزرهای اسرائیلی برای حمایت مظلوم به پا می خیزند.
 
تا دیروز در دولت سازندگی روستاها را زیر چرخ توسعه له می کردند امروز از کمبود امکانات در مناطق محروم می گویند. تا دیروز در مجلس ششم جهاد سازندگی که تنها مسئول رسیدگی مستقیم به ساخت و ساز و آبادانی روستاها بود را با جهاد کشاورزی ادغام می کردند امروز فحشش را به دولتی می دهد که بیشترین توجه ها و حضور را در روستاها و مناطق محروم داشته است.
 
می گویند کمکهای مردمی به زلزله زدگان سر از انبارهای سپاه در می آورد اما فراموش کرده اند که سردار شهید نورعلی شوشتری که به خاطر اقدامات جهادی در مناطق محروم سیستان و بلوچستان محبوب قومیتهای محلی شده بود مورد کینه رفقای سلفی سبزشان قرار گرفته بود و به شهادت رسیده بود و...
 
ای کاش این همه سر و صدا، واقعا انقلاب معرفتی ای بود در توجه شان به مناطق محروم و روستائیان. ای کاش این حضورها تنها محدود نمی شد به مناطقی که بر روی گسل های سیاسی و قومی - نژادی قرار گرفته اند و ای کاش از این به بعد شاهد شکل گیری اردوهای جهادی سبز می بودیم. ای کاش این حضورها از مرده خوری های سیاسی فراتر می رفت....
 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo