تبلیغات
مسلسل ----آموزش نظامی - نهیبی که علیرضا پناهیان این شب‌ها به خودی‏ها می‌زند:

جانم فدای رهبر

نهیبی که علیرضا پناهیان این شب‌ها به خودی‏ها می‌زند:

نویسنده :جامانده
تاریخ:یکشنبه 8 مرداد 1391-11:13 ق.ظ

نهیبی که علیرضا پناهیان این شب‌ها به خودی‏ها می‌زند:
ازبی‏مایگی‌وکاستی عقلانیت‌دینی‎بترسید/خطرمعنویت‏های غیراصیل وسکولار
نهیبی که علیرضا پناهیان این شب‌ها به خودی‏ها می‌زند:
ازبی‏مایگی‌وکاستی عقلانیت‌دینی‎بترسید/خطرمعنویت‏های غیراصیل وسکولار

محمد مهدی تهرانی: صرفا یک منبری نیست. آنچه او را طی این سال‏ها ممتاز کرده نه فقط سخن گفتن جذابش که بیش از همه زمان‏شناسی و طرح مباحث کلیدی و راهگشایش بوده؛ مباحثی که گاه وجهی راهبردی‏تر یافته و در نسبت با نیازها و یا خطرات آینده یعنی مبتنی بر درکی همه جانبه از وضعیت جامعه دینی مطرح شده است.

حجت الاسلام علیرضا پناهیان شب‏های رمضان را میهمان مهدیه تهران است تا به قول خودش این بار بحثی جدی و آموزشی را پیش بکشد و به ستیز با کاستی‏های عقلانیت دینی و خطر کم‏مایگی خودی‏ها برخیزید. خطری که می‏گوید می‏تواند موجب میدان‏داری معنویت‏های غیراصیل و به هم ریختگی اولویت‏ها در آینده نه چندان دور شود؛ خطری که می‏گوید روزی به ظهور خوارج انجامید.

او به خودی‏ها نهیب می‏زند:«تمام افراد مذهبی‌، حزب‌اللهی‌ها و تمام مسئولینی که یک عمر بر اساس اعتقادات و معارف خود خدمت کرده‌اند، همه باید از بی‌مایگی و عدم آگاهی از معارفِ کلیدی نگران باشند. چون گاهی اوقات انسان اشتباهاتِ فاحشی را در آدم‌هایی می‌بیند که از نظر ایمان و علاقه مشکلی ندارند اما به خاطر نداشتنِ یک آگاهی و معرفت کلیدی و ساده دچار اشتباه شده است. چون نظم ذهنی ندارد و اولویت‌ها و موضوعات با اهمیتِ بیشتر را تشخیص نمی‌دهد.» پناهیان انگار خارج شدن خواص طی این سال‏ها از جاده انقلاب را مد نظر دارد.

رگه‏های انتقادی که گاه با نگرانی‏ها نیز پیوند می‏خورد در کلام او مشخص است:«متاسفانه میزان عقلانیت دینی ما کم است، یعنی معارف دینی را خوب درک نکرده‌ایم، حتی بسیاری از مذهبی‌های ما نیز معارف دینی را خوب نمی‌فهمند چون اگر خوب فهمیده‌ بودند می‌توانستند این درک خود را به دیگران هم منتقل کنند و آنها را متقاعد کنند.»

پناهیان اگر چه اشاره‏ای به جریانات انحرافی کنونی نمی‏کند اما انگار در سخنانش نیم‏نگاهی به کسانی که به قول خودشان می‏خواهند دین را عاشقانه معرفی کنند نیز دارد و خطر آنان در دهه آینده انقلاب را حس می‏کند. او می‏گوید:«در زمانه‌ای هستیم که باید قدرت تشخیص خودمان را بالا ببریم، تا مبادا دچار افراط و تفریط و دچار انواع سوء برداشت‌ها و آسیب‌ها در این مسیر بشویم. امروزه دیگر زمانه‌ای نیست که کسی علیه ایمان قیام کند و حرفی علیه اسلام برای گفتن داشته باشد. امروزه زمانه‌ای است که باید ایمان حقیقی و اسلام ناب را مورد شناسایی قرار داد؛ و از معنویت‌های غیراصیل اجتناب کرد. این یکی از اولویت‌های مهم زمانۀ ماست که اگر به این اولویت توجه کافی بشود، دیگر اخلاق سکولار با تقوا اشتباه گرفته نخواهد شد، و ایمان غیر ولایی بجای ایمان ولایی عرضه نخواهد شد. اگر معارف دینی در جامعه تعمیق یابد دیگر شاهد تشتت در برداشت‌ها از مفاهیم کلیدی دین در بین نیروهای انقلابی نخواهیم بود.»

"تزکیه" که اصلی‏ترین هدف انبیاء الهی بوده با معنای عامّش موضوع سخنرانی علیرضا پناهیان در مهدیه تهران است. او از خودی‏ها گلایه‏مند است. پناهیان می‏گوید:«متاسفانه برخی از نیروهای مذهبی یا برخی از آدم‌های مؤمن و حتی برخی از عناصری که خودشان را حزب اللهی می‌دانند به کسب معرفت زیاد اهمیت نمی‌دهند.» این البته انگار به نوعی حکایت همان کس است که نداند و نداند که نداند! او با تأکید بر اینکه این افراد صرفا به آگاهی‌های پراکنده‌ای که در ذهنشان جمع شده است اکتفا می‌کنند، می‏گوید:«اینها در بحران‌ها دچار مشکل خواهند شد و چه بسا در امتحانات آخرالزمان یا دچار ریزش شوند و یا هزینۀ جامعۀ دینی را افزایش دهند یعنی چنین افرادی را فقط با هزینۀ زیاد می‌توان بیدار کرد و  بصیرت داد.» پناهیان می‏گوید:«این جلسات را یک دوره آموزشی تلقی کنید.»

پناهیان این بحث را برای پدران، مادران و مربیان هم مفید می‏داند چه آنکه در این سلسله جلسات راه و اسلوب تزکیه و دعوت به تزکیه آگاهی تربیتی بیشتری را برای آنان فراهم خواهد آورد. او می‏گوید:«گاهی اوقات مادرهای مؤمن و معتقد به سادگی به خاطر رعایت نکردن دو سه معرفت کلیدی، فرزندان خود را بد بار می‌آورند و همین امر باعث می‌شود بچه‌هایشان نمازخوان نشوند، حجاب نداشته باشند، ادب نداشته باشند و... به خاطر اینکه این مادرها وقت نگذاشته‌اند و برخی معارف کلیدی را یاد نگرفته‌اند.»

پناهیان تزکیه را رشد همه جانبه تعریف می‏کند و می‏گوید اگر بخواهیم راه تزکیه را معرفی کنیم، در واقع باید فهرستی به دست بیاوریم که دربرگیرنده همه خوبی‏ها باشد. او معتقد است اولین قدم در این راه "بی‏قراری" است. پناهیان که خود نیز دانش‏آموخته رشته روان‏شناسی است، با استناد به اقوال روان‏شناسان می‏گوید:«در حدود سن 14 سالگی همه یک سوال فیلسوفانه دارند. می‏پرسند خدا چرا مرا آفرید یا من چرا زندگی می‏کنم؟» او به عنوان یک بحث تربیتی می‏گوید قبل از ایجاد بی‏قراری و قبل از ایجاد احساس عطش نباید از ارزش‏ها سخن گفت. بی‏قراری یعنی میل به حرکت به جایگاه و موقعیت بهتر، یعنی عدم رضایتمندی از اکنون.

گام دومی که او در این مسیر تعریف می‏کند جستجو برای یافتن قرارگاه است. وادار کردن یا وادار شدن به فکر برای یافتن قرارگاه و پرسش از چیستی وضعیت بهتر. او حضرت ابراهیم را مثال می‏زند که روزی با خورشیدپرستان نشست و روزی دیگر با کسانی که ماه را می‏پرستیدند و خطاب به آنان گفت انی لااحب الآفلین. دستم بگرفت و پا به پا برد تا شیوه فکر کردن آموخت! اگر چه بیان در ظاهر ساده است اما وقتی او مصادیق تربیتی آن را باز می‏کند عمق کلام و اهمیت آن نمایان می‏شود.

بحث پس از این جلسات نخست کم‏کم بناست بحث وارد فازهای جدی‏تر شود. پناهیان ثمره این جلسات را منظم کردن آگاهی‏های پراکنده فکری و انسجام‏بخشی به آنها می‏داند و معتقد است همین منظم شدن آگاهای‏ها از تفاوت عوام و علما است. او تاکید می‏کند:«یکی از تفاوت‌های مهم بین عوام و علماء این است که عوام نکات زیادی بلد هستند اما نظم اینها دستشان نیست و خودشان نمی‌توانند از میان معارفی که بلد هستند مطالب جدید را استخراج کنند اما اگر کسی عالم شود چون این معارف را به صورت یک شبکۀ مرتبی در ذهن خودش دارد نه تنها پاسخ سوالات خود را می‌تواند پیدا کند و مشکلات خود را حل کند، بلکه می‌تواند پاسخ سؤالات دیگران را نیز بدهد.»


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo