تبلیغات
مسلسل ----آموزش نظامی - رمز تاکید رهبر انقلاب بر اهمیت انقلاب مصر در چیست؟

جانم فدای رهبر

رمز تاکید رهبر انقلاب بر اهمیت انقلاب مصر در چیست؟

نویسنده :جامانده
تاریخ:دوشنبه 2 مرداد 1391-12:26 ب.ظ

رمز تاکید رهبر انقلاب بر اهمیت انقلاب مصر در چیست؟
وقتی که می‎شود «تنگه هرمز» و «کانال سوئز» را یکجا بست

2

شریعتی ؛ اهرام مصر  و حسینیه ارشاد/آری! اینچنین بود برادر...

مرحوم شریعتی را شاید بتوان بخش جامعه شناختی تبادل تفکر در ایران ومصر ارزیابی کرد. اگر چه بنظر می رسد جامعه شناسی نتواند سعه وجودی مصریان و ایرانیان را گزارش کند اما گزارش جامعه شناسانه قریب به چهل سال پیش شریعتی از اهرام ثلاثه مصر وسرزمین مصر، گزارشی اسلامی ـ ایرانی از درد جانکاه مردمان مصر در سپهر تاریخ است. امام خامنه ای مدظله العالی شریعتی را اگر چه دارای اشتباهات اما برخوردار از برجستگی ها و زیبایی ها می شناسد، معظم له برآن است که گویا فرازهای یکی از نوارهای کاست  وارده به کشور از امام خمینی(ره) در تبعید گویای آن است که امام درباره مرحوم شریعتی معتقد بود: نباید بخاطر چهارتا اشتباه در کتابهایش (او را) بکوبیم، این صحیح نیست لذا "آقا" معتقدند شریعتی یک چهره پر سوز پی‌گیر برای حاکمیت اسلام بود.

نگارنده برآن است گزارش شریعتی از اهرام ثلاثه مصر درد آلودترین وجامعه شناختی‌ترین گزارش یک روشنفکر از تجدد وتمدن شرقی و اسلامی  در بستر تاریخ است. خیلی ها اهرام را از نزدیک دیده اند اما توریستی و گردشگرانه دیده اند، عکسی یادگاری درانداختند و ضجّه برادران مصری ما را از لابلای خشتها و شلاقها نشنیدند،  شریعتی اما ستم فرعونیان مصر را از پنج هزار سال پیش به مثابه یک گارگاه آموزشی به نسل جوان می شناساند، و دست آخر پیامبر(ص) و علی(ع) را گمشده انسان قدیم و جدید معرفی می کند، او به مصر  می رود وقتی بر می گردد مثل راویان دفاع مقدس، جدال بردگان وپادشاهان را بر روی خشت های سنگی اهرام روایت می کند، حتی در سخنرانی تاریخی خود از اهرام در حسینیه ارشاد مقابل دیدگان مستمعین اشک می ریزد، او روایت خودازاهرام را خطاب به یک برد همدفون مصری می نویسد، شریعتی می گوید آری! اینچنین بود برادر‍!  شریعتی شرح می دهد که چگونه برادران مصری اش 000/000/80 میلیون قطعه سنگ را از اسوان به قاهره آوردند، مسافتی به در ازای 980 کیلومتر! تا جسد مومیایی فرعون را در قاعده هرم بر جای گذارند. روزی 30 هزار برده در سایه شلاق‌ها و نیزه ها  کار کردند تااین تمدن فرعونی سر بر آورده، و ادامه می دهد  که ای بردار! دیدم که تمدن یعنی دشنام ، یعنی آثار ستم هزاران سال برگرده و کشته اجداد من!او در مصر فقط اهرام  سر به فلک کشیده را ندید بلکه بقول خود او، علی رغم میل راهنمای سفر، پستوها و دخمه های اهرامی را نیزکاوید که بردگان شهید شده کارگر را در آن دفن می کردند.

ولی چه کند که این عرف و عادت خدایگان در تاریخ بود .وادامه می دهد... اما  برادر ! ناگهان خبر یافتیم مردی از کوه سرازیر شد ودر پیرامون یک معبد فریاد زده است که من از جانب خدا آمده ام..... ومن باز ترسیدم که فریبی تازه در کار باشد، گفتم او نیز همچون پیامبران دیگر در ایران و چین وهند شاهزاده ایست که به نبوت! معبوث شده است تا با قدرتمندی هم پیمان شود و قدرتی تازه بیافریند......  اما گفتند نه! او نیز مرد یتیمی بوده است وپشت همین کوه، گوسفند چرانی کرده است..... بر خود لرزیدم برادر، بخصوص هنگامیکه همه برادرانم را گرد او دیدم ، بلالِ برده از حبشه، سلمان را از ایران و ابوذر؛ فقیر و درمانده ای از صحرا، اورا باور کردم بخصوص وقتی دیدم که کاخی که او برای خود ساخت چند اتاق از گل بود که خودش نیز در گل کشیدن وخاک کشیدن کمک می کرد و بارگاه و تختی که برای خود ترتیب داد یک تکه چوب بود که رویش برگ های  خرما انباشته بود.

آمدم از ایران گریختم از نظام موبدان ، از نظام تبارهای بزرگ ، آمدم به شهر او، باز ناگهان دیدم برادر! باز معبد های پرشکوه وعظیم بنا شد بنام او، شمشیرهای فرعون باز برسر ما... باز بر جان  ما و بشریت تازیانه شرق نواختند باز ما به بردگی افتادیم تا مسجد بزرگ دمشق را بسازیم، باز مناره های عظیم، به کجا برم ای برادر! برگردم به معبدان خودم برادر‍! چگونه می توانستم برگردم، معبدهایی که همواره همدست و همدستان قدرت ها و فریب ها بوده اند، می بینم چه فرقی است بین این مسجد ها و آن معبدها؟ علی (ع) برادر!  خویشاوند آن مرد پیام آور بود ودر محراب همین عبادت الله کشته شد، خانواده او پیش از خانواده من وپیش از خانواده  برده ها و ستم  دیده های تاریخ نابود شدند و خانه او پیش از خانه ما بنام سنت جهاد و ذکات غارت شد، این بود که برادر! یافتم، مردی راپیدا کردم بعد از پنج هزار سال که از خدا سخن می گوید، اما نه برای خواجگان که برای بردگان، نیایش می کند برادر؛ نه همچون بودا که به "نیروانا" برسد و یا همچون راهبان مردم را بفریبد یا همچون پارسایان خود را به خدا برساند! و می جنگد برادر! مرد جهاد است مردی که پیدا کردم، مردی است که همسر او که دختر آن پیام آور است همچون خواهر من کار می کند و رنج می برد و پسرش وارث پرچمی است سرخ رنگ که در طول تاریخ در دست ماها بوده.

این است که برادر بعد از پنج هزار سال از ترس آن معبدها و آن بناهای عظیم که تو قربانیش شدی و من قربانیش واز ترس آن قدرت های  وحشتناک ، من اکنون برادر آمده ام از کنار یک خانه گلی، یاران آن پیام آور از پیرامون این خانه کنار رفته اند واو تنهاست.  همسرش تن به مرگ داده است و خودش در نخلستان های بنی نجار، همه رنج ها و درد های من و تو را با خدایش می گوید، آری! ای برادر همه کسانیکه به او وفادار مانده اند از تبار ونژاد ما رنج دیده اند او نه"لویی" یا "اسپارتاکوس" و نه وارث "فرعون" ها و "قارون" ها وارث "موبدان" که او مظهر عدالت است، اکنون نیز برادر در عصری و  وضعی و جامعه ای زندگی می کنم که باز به او محتاج هستم. وعلی سه شعار گذاشت، سه شعاری که همه هستی خودش و خاندانش قربانی این سه شعار شدند: "مکتب"، "وحدت" و "عدالت".آری! نگاه جامعه شناسانه مرحوم شریعتی گزارشی است که در آن دردمندی ایرانیان برای مصریان موج می زند، تبادل آرا و افکار انقلابی تشیع و تسنن در حوزه روشنفکری است. و این روشنفکری اگر چه از لایه های اجتماعی امت اسلام دور افتاده و در بند طبقات و نخبگان است اما حاصل دردهای تاریخی است، لذا وقتی ابراهیم دسوقی به ترجمه آثار شریعتی در مصر مبادرت می کند چه بسا گفته شد تا تیراژ یکصد هزار نسخه ای اثر هم پیش رفته اند.

امام خمینی (ره) در مصر  

آشنایی مصریان و امام خمینی (ره ) از یکدیگر اما تجربه منحصر به فردی در تاریخ معاصر است که در تداوم نهضت احیاء گری اسلامی و استکمال آن در ساحت انقلاب اسلامی صورت پذیرفت، تجربه ای بسیار فراتر و استکمالی از تجارب سید جمال، شیخ محمد عبده، کواکبی، مودودی، اقبال و سید مجتبی نواب ودیگر پیشگام نهضت های اصلاحی؛ چه اینکه اسلام گرایی امام از حیث اندیشه ای نه حالتی تدافعی داشت و نه از بافت های التقاطی برخوردار بود، اما فراتراز تمامی گفتمان های پهلویستی، ناصریستی، عربیستی، بعثیستی، و روشنفکری اسلامی ونیز احیا گری ظاهر شد، لذا خیلی زود تمامی مبارزان جهان اسلام و به خصوص جهان عرب و نیز مصر را تحت تاٌثیر قرار داد. از ازدواج سیاسی فوزیه، خواهر فاروق شاه، با محمد رضا؛ ولیعهد وقت نیز کاری بر نیامد وخط شاهان وملت هادرمصر وایران از اوّل جدا بود!

همانطور که سادات نتوانست از میزبانی شاه و نیز پرستاری شاه بیمار در قاهره طرفی بربندد، لذا همین که انقلاب ایرانی با معماری امام خمینی(ره) به پیروزی رسید، اخوانی ها در بیانیه ای انقلاب ایران را بهترین الگو و مانیفست مبارزه اعلام کردند. عمر تلمسانی رهبر فقید الازهر بر رژیم فریاد بر آورد که از چه روی امت مصر را در پذیرایی از شاه مخلوع ایران ذلیل کرد، برادران اخوانی به رغم مخالفت گروه های وهابی علیه انقلاب اسلامی و شیعی خواندن آن، به صراحت اظهار داشتند که انقلاب ایرانی ها و برنامه امام خمینی(ره) انقلاب یک فرقه علیه فرقه ای دیگر نیست، بلکه  مرکز ثقل ارزشهاست، امام خمینی ره نیز در سال 1358 با همان ادبیاتی که با ایرانیان حرف می زد با مردم مصر سخن گفت و آنها را به قیام علیه رژیم دیکتاتوری سادات دعوت کرد.

از ادبیات امام خمینی (ره) بخوبی می‌توان دریافت که مصریان و ایرانیان از محکمات و متشابهات فکری، فلسفی  و مبارزاتی برخوردارند امام خمینی  ره فریاد برآورد که : " ملت مصر  این مطلب را بداند که اگر قیام کند ؛ همانطور که ایران قیام کرد، آنجا هم پیروز خواهد شد. ملت مصر از حکومت نظامی نترسد وبه او اعتنا نکند، همانطور که ایران حکومت نظامی ها را شکست وبه خیابان ها ریخت ، آنها هم بشکنند و به خیابان ها بریزند و این تفاله های آمریکا  را بیرون بریزند". امام در ادامه به همان دانش واژه های مبارزه که با ارتش مسلمان ایران سخن می گفت درباره ارتش مصر نیز گفت:" ارتش مصر معلوم نیست که با دولت باشد مگر آنهایی که جیره خوار آمریکا هستند، این ننگ را ارتش مصر بخود راه ندهد، ملت مصر بداند که اسلام در مصر در خطر است و واجب است بر زن و مرد مصری که قیام کنند واین حکومت فاسد را که از اول اعلام جنگ به اسلام داده است سرکوب کنند".

اما قیام شکل نگرفت و مثلث آمریکا، اسراییل و حکومت دیکتاتور مصر همه اعتراضات را سرکوب کردند و مصر عزیز را در کمپ دیوید از اردوگاه اسلام ناب واسلام مبارز اخراج کردند، امام امّا امت مسلمان مصر را تنها نگذارد و بیانیه ای توفنده خطاب به دولت موقت مرحوم بازرگان صادر کرد: "بسم الله الرحمن الرحیم؛ بادر نظر گرفتن پیمان خائنانه مصر و اسراییل  واطاعات بی چون وچرای دولت مصر از آمریکا و (رژیم) صهیونیست، دولت موقت جمهوری اسلامی ایران قطع رابطه دیپلماتیک  خود را با دولت مصر بنماید. روح الله الموسوی الخمینی".

ملاحظه می کنید، آنوقت که نه از عمر سلیمان خبری بود ونه  سعود الفصیل و نه از تغلّب تکفیری ها، همه نگاه ها  بر الگوی مشترک مبارزه استوار بود، اسلام ناب محمدی(ص) عرصه را بر اسلام امریکایی تنگ کرده بود، اگر چه برخی گروه های فرقه بنیاد، جنگ تحمیلی غرب علیه ایران با مزدوری حزب بعث حاکم برعراق را نوعی گسترش تفکر شیعی می خواندند اما قاطبه برادران اصیل اخوانی، عراق را متجاوز و جنگ را پروژه دشمنان اسلام در منطقه ارزیابی می کردند، موضوعی که بعدها در تعامل تبلیغاتی صدام و حسنی مبارک به پیوست تعداد اندکی از افراد فریب  خورده و مزدور افراطی به ارتش بعثی برای مشارکت در جنگ علیه ایران انجامید اما رژیم سعی کرد با اقدامات سرّی دیگری نظیر کمک 5/3میلیارد دلاری به حزب بعث و مشارکت در پروژه موشکی کندور2 از قاطبه مصر انقلابی و ملت ایران انتقام بگیرد.

به رغم این، بلا فاصله پس از پذیرش قطعنامه 598 همان تعداد اندک فریب خوردگان اسیر مصری مشارکت کننده در جنگ ایران با  پا در میانی شیخ محمد غزالی روحانی برجسته مصری در حرکتی اسلامی و بشر دوستانه به کشورشان بازگردانده شدند. به هر روی بیان وآثار امام خمینی ره بخصوص فقه حکومتی امام راهنمای مبارزه گروه های مصری و بلکه تمامی مسلمانان شمال آفریقا گردید.حتی گروه الجهاد و شخص خالد اسلامبولی  که در اقدامی استشهادی به اعدام انقلابی دیکتاتور مصر مبادرت کرده بودند عمیقاً تحت تاثیر اسلام ناب محمدی عرضه شده از سوی امام خمینی بودند، اسلامی که خود را در  برابر سرنوشت مسلمانان جهان مسئول می دانست. امام خمینی درباره مختصات این اسلام در سال 66  به مسلمانان پیام داده  بود که "فریاد برائت ما از مشرکان و کافران، فریاد از ستم ستمگران و فریاد امتی است که جانشان از تجاوزات شرق و غرب و در راس آنان آمریکا و اذناب آن به لب  رسیده است وخانه ووطن و سرمایه اش به غارت رفته است، فریاد ملت مظلوم  و ستم کشیده افغانستان است.

فریاد برائت ما فریاد مسلمانان افریقاست. فریاد مردم لبنان و فلسطین و همه ملت ها، کشورها وهمه مردمانی است که دیگر تحمل تفرعن آمریکا و حضور سلطه طلبانه آن را از دست داده اند ونمی خواهند صدای خشم ونفرت شان برای ابد در گلوهایشان خاموش وافسرده بماند .. هیهات! که خمینی در برابر تجاوز دیو سیرتان ومشرکان وکافران بحریم قران کریم وعترت رسول خداو امت محمد وپیروان حنیف ساکت وآرام بماند و یا نظاره گر صحنه های ذلّت وحقارت مسلمانان باشد من خون وجان ناقابل خویش را برا ادای واجب حق وفریضه دفاع از مسلمانان آماده نموده ام ودر انتظار فوز عظیم شهادتم.. عجبا که هر روز از فاجعه خونبار غصب فلسطین بیشتر می گذرد سکوت وسازش سران کشورهای اسلامی وطرح مماشات با اسرائیل غاصب بیشتر وحتی از تبلیغ وشعار رهایی بیت المقدس هم خبری به گوش نمی رسد .. من با اطمینان می گویم اسلام ابر قدرت ها را به خاک مذلّت می نشاند وسنگرهای کلیدی جهان را فتح خواهد کرد".

یکسال بعدنیز امام به اسلام آمریکایی شدیدا یورش برده ومثلث پیوند وهابیت، غرب وپادشاهان مرتجع ومحافظه کار عرب را بر ملا می کند: مگر مسلمانان نمی بینند که امروز وهابیت در جهان به کانون های فتنه وجاسوسی مبدل شده اند که از یک طرف اسلام اشرافیت؛اسلام ابوسفیان؛ اسلام ملّاهای کثیف درباری؛ اسلام مقدس نماهای بی شعور حوزه های علمی ودانشگاهی؛ اسلام ذلت ونکبت؛ اسلام پول وزور؛اسلام فریب وسازش واسارت؛ اسلام حاکمیت سرمایه وسرمایه داران برمظلومین وپابرهنه ها ودر یک کلمه اسلا م آمریکایی را ترویج می کنند واز طرف دیگر سر بر آستان سرور خویش؛ آمریکای جهانخوار میگذارند". پرواضح بود جوانان مصری؛ لبنانی وفلسطینی؛تونسی و... بخاطر رهایی از تحقیر مفرط، اسلام امام خمینی ره را بر اسلام آل سعود ترجیح دادند وموتور جهاد با صهیونیسم بین الملل را روشن کردند.

 امام خامنهای؛ جوانان مصری و شعر ابوفراس

تعامل مصریان وایرانیان در اندیشه امام خامنه ای از دیگر قطعات درخشان تاریخ است. امام خامنه ای تجربه ها وآموزه های احیا گران اسلام ونهضت بیداری را از آغاز تاکنون در دست دارد وبین او وانقلابیون مصری سرمایه اجتماعی عظیمی حکم فرماست، اگر امام خمینی مصریان را به قیام و انقلاب اسلامی  علیه دیکتاتور فرا می خواند اینک خلف صالح او در تعاملی نزدیک با متفکرین عالم اسلام وبه خصوص دانشوران و اندیشمندان مصری، راهنمای عمل مبارزه وساخت یک نظام اسلامی و چگونگی گذار از اداره سکولار مصریان را به بحث می نشیند وراه "انقلاب" و "ضدهای" انقلاب را برای ایشان بر می شمارد.

از آغاز بیداری متاخر اسلامی، معظم له هر گاه بنام مصر ومصریان رسید عظمت تاریخی آنها را بر زبان آورد، از افتخارات بزرگ ملت مصر نکته هایی می گوید که چه بسا از دید انقلابیون مصری مغفول واقع باشد  از مصر برخوردار از پشتوانه تاریخی غیرت و حاصل افکار نو سخن می گوید، از مصری که حاضر نیست خیانت های سران خود را تحمل کند ، او برای مصر آرزوهای بزرگ دارد ، آرزوهایی نه برای ایران که از درون خانه های مصر وقلوب مصریان که سالها درد حقارت چشیده اند و بار ذلّت آن را بر دوش کشیدند.حقارتی که مهدی عاکف رهبر سابق اخوانی آن را حقارتی شصت ساله می نامد! آری ! امام خامنه ای نگران بود که مبادا انقلاب مردم مصر به انحراف کشیده شود اما خود می گوید که وقتی حضور توفنده ملت مصر را دید به پیروزی مصریان یقین پیدا کرد، یقینی که قبل از آن صدای واضحی از آن بگوش نمی رسید، "آقا" خود گفت که شعر ابو فراس را دردل تمنا می کرد که: "من وقتی پیکر دلاور ملت پر افتخار مصر را از تلویزیون در میدان تحریر دیدم یقین کردم که این انقلاب پیروز خواهد شد.

حقیقتی را بگویم! پس از پیروزی انقلاب اسلامی ما غالباً  انتظار داشتیم که مصر پیش از همه جا بپاخیرد، سابقه جهاد وروشن فکری و تربیت شخصیت های بزرگ مجاهد و متفکر در مصر این توقع را در دل ما بر می انگیخت، اما صدای واضحی شنیده نمی شد من در دل خطاب به ملت مصر این شعر ابوفراس را زمزمه می کردم: اراک عصیّ الدمع شیمتک البصر اما للهوی علیک ولا امر...؟ وقتی ملت مصر را در میدان تحریر و میادین دیگر شهرهای مصر دیدم، پاسخ خود را شنیدم، ملت مصر با همان زبان دل به من می گفت: بلی انا مشتاق و عندلوعه ولکن مثلی لا یذاع له سرّ. این سرّ مقدس  یعنی انگیزه وعزم قیام به تدریج در ذهنیت ملت مصر قوام یافت وشکل گرفت ودر لحظه مناسب تاریخی، عریان در صحنه پرشکوه به میدان آمد. تونس و یمن و لیبی و بحرین هم دقیقاً محکوم به همین حکم اند. "و منهم من ینتظرو ما بدلوا تبدیلا".

 آشکار شدن غوغای دل امام خامنه ای از خروش میدان تحریر مصر اوج هم زبانی وهم سخنی او با مردمان وبه خصوص جوانان مصری است امّا رهنمود  امام خامنه ای به جوانان مصر وبلکه تمامی جوانان مبارز تازه از بند رهیده ی حکام مرتجع این بود که این خروش وشور را به معرفت بدل کنند آنجا که با دل سوزی میگوید: "توصیه ای دیگر بازخوانی دائمی اصول انقلاب است. شعار واصول باید تنقیح وبا مبانی و محکمات اسلام تطبیق داده شود؛ استقلال؛ آزادی؛ عدالت خواهی؛ تسلیم نشدن در برابر استبداد و استعمار،نفی تبعیض های قومی ونژادی ومذهبی، نفی صریح صهیونیزم"

 معظم له تا آنجا برای کرامت و مجد مصریان و جوانان انقلابی منطقه دل می سو زاند که می گوید: "اصولتان را روی کاغذ بنویسید ، اصالتهای خود با را حساسیت بالا حفظ کنید نگذارید اصول آینده شما را دشمنان شما  بنویسد. و نگذارید اصول اسلامی درپای منافع زود گذر قربانی شود . انحراف در انقلابها از انحراف در شعارها  وهدف ها آغاز می شود، هرگز به آمریکا وناتو و به رژیم های جنایت کاری چون انگلیس وایتالیا و فرانسه که زمانی دراز سرزمین شما را میان خود تقسیم وغارت کردند اعتماد نکنید وبه آنها سوءظن داشته باشید و لبخند آنها را باور نکنید پشت این لبخندها و وعده ها توطئه و خیانت نهفته است، راه حلّ خودرا با بهره گیری از سرچشمه های فیاض اسلام بدست آورید ونسخه های بیگانه را به خودشان پس دهید .

تفاوت ها را به رسمیت بشناسید و آن را مدیریت کنید."علاوه بر این، امام خامنه ای  با تأکید برسر مایه اجتماعی تقریب بین المذاهب بار دیگر نیز برآن پای می فشرد و خطاب به نخبگان و دیگر کشور های اسلامی در اجلاس تهران می گوید: توصیه  مهم دیگر پرهیز از اختلافات مذهبی ، قومی، نژادی،قبیله ای و مرزی است، تفاوت ها را به رسمیت بشناسید و آن را مدیریت کنید تفاهم میان مذاهب اسلامی  کلید نجات است، آنها کهآتش تفرقه مذهبی را با تکفیر این و آن دامن می زنند اگر خودشان هم ندانند مزدور و عمله شیطان اند".

مرحله استکمالی تبادل فکری امام خامنه ای با مصر و تونس و لیبی ، یمن و بحرین پس از ادوار احیا گری فکر دینی  در متقدّمین مرحله نظام سازی و ساخت کشور های اسلامی وغیر سکولار است لذا خطاب به نخبگان انقلابی اجلاس تهران می گویند: "نظام سازی کار بزرگ و اصلی شماست، این کاری پیچیده و دشوار است ، نگذارید الگوهای لاییک یا لیبرالیسم غربی یا ناسونالیسم افراطی یا گرایشات  چپ مارکسیستی خود را بر شما تحمیل کند، اردوگاه شرق چپ فرو ریخت  وبلوک غرب فقط با خشنونت وجنگ و خدعه بر سرپا مانده وعاقبت خیری بر آن متصور نیست گذشت زمان به زیان آنها وبه سود جریان اسلام است. هدف نهایی را باید امت واحده اسلامی و ایجاد تمدن اسلامی جدید بر پایه دین و عقلانیت و علم و اخلاق قرارداد".

 

روابط سیاسی یا سرمایه ی  اجتماعی -  فرآیندی

از گزارش پیش روی معلوم شد که تعامل ایران و مصر متأخّر، تعاملی است تاریخی و ابتنا یافته بر اسلام غیر آمریکایی که از گزند حوادث و دستکاری های  دشمن نسبتاً مصون بوده است و این امری غیر سیاسی و به سرشت دو ملت و حنیفیّت آنها  بازگشت دارد، اگر چه این سرشت در برخی ادوار از سوی حاکمان ایران ومصر نادیده انگاشته شد اما  هیچگاه متبدّل نگردید چه اینکه ماهیت تسنن و تشیع در مصر وایران با عقلانیت وحرّیت ممزوج شده و کمتر دستخوش اهواء های رهزنان فرقه ای واقع بوده و کمتر از سیاست متابعت کرده است. بنظر می رسد با نضج گرفتن و تکوین  دیپلماسی وحدت مذاهب اسلامی مورد تاٌکید امام خامنه ای از یک سو و نیز خلع ید از دیکتاتور دست نشانده مصر وهمچنین کم فروغ شدن توطئه دستگاهای امنیتی آل سعود و نظامیان مصر ، دوره ای متکامل و بسط یافته تر تقریب بین المذاهب در مردمان و نخبگان ایران ومصر پیش روی خواهد بود.

گفتگو و مفاهمه عالمان ، نخبگان و گروهای  اجتماعی پیش نیاز روابط سیاسی دو کشور است چه اینکه روابط سیاسی، "ایجادی" است و از کامیابی ها،  ناکامی ها و نیز ناتوانی و توانایی های  دیپلمات ها متابعت می کند، اما مفاهمه و هم سخنی در افق اسلام ناب محمدی (ص) و دوری از اسلام آمریکایی، همانی است که به سرمایه اجتماعی دو ملت در قریب به هفتاد سال اخیر بازگشت  دارد، رابطه ای است که در طول تاریخ معاصر "ساخته" شده و موضوعی "فرایندی" می باشد. لذا روابط سیاسی که صد البته جزو ظهورات و نشانه های رسمی روابط مذهبی و اجتماعی -  فرآیندی می باشد  ممکن است از طریق متغیر های فرا ملی و دیگر دستکاری های رایج، نشیب و فراز یابد، کما اینکه "فهمی هویدی"؛ اندیشمند معاصر و شخصیت برجسته مصری غلتیدن احتمالی مقامات سیاسی مصر جدید را در زمین شوره زار برخی حاکمان مرتجع عرب برای عدم گشایش روابط عمیق سیاسی با ایران اسلامی، اقدامی "خجالت آمیز" و "شرم آور" ارزیابی کرد.  

از این رو بالفعل شدن ظرفیت های دو ملت بزرگ ایران ومصر مأخوذ از هنر نمایی های دیپلمات ها و دیپلماسی رایج نخواهد بود بلکه چنانچه پیش تر نیز گفته شد، مؤلّفه های تقریب بین المذاهب و مفاهمه و نیز هم افقی فقهای تسنن و تشیع برای حصول به تمدن اسلامی جدید بر پایه دیانت، عقلانیت و علم و اخلاق که در شبکه های اجتماعی و جامعه مدنی دو کشور تعمیق خواهد یافت  از ارکان روابط نوین مصر وایران می باشد، از این رو مشروط کردن بسط مناسبات به گشایش دفاتر سیاسی از طریق سازمان های ریاست جمهوری ایران و مصر، به نوعی کمک به تداوم تأخیر تاریخی تقریب دوملت است. مثلث اسراییل ،غرب و حکام مرتجع بخواهند ونخواهند روابط دو ملت ، معرفتی ، مذهبی وباز اندیشیده شده سیاست های تقریب بین المذاهب در طول تاریخ معاصر است، آن روز که امام خمینی ره برای قطع روابط با مصر سکولار وحامی اسراییل و آمریکا حکم حکومتی را خطاب به دولت موقت صادر کرده بود، آن روز،  روح کمپ دیوید بر مصر مستولی بود و حاکمش نیز  دست نشانده آمریکا بود  اما امروز به رغم اظهارات منفعلانه و سراسیمه خانم کلینتون، روح کمپ دیوید از کالبد مصر خارج شد و عنقریب شیشه عمر انرژی گاز رژیم جعلی اسراییل نیز با دستان جوانان مصری شکسته خواهد شد، در این صورت اکنون سفیران مصر و ایران مبادله شوند ویا در تبادلشان تاخیر افتد، مصر انقلابی به دامان امت اسلام بازگشت و از کمپ دیوید کاریکاتوری بیش باقی نمانده است.

 کمپ دیوید قبض روح شد؛ دولت دهم اگر "بخود" آید "هرمز" و "سوئز"  را یکجا خواهیم بست!

 دولت دهم که تاکنون در سطح انقلاب های منطقه فاقد ابتکار و خلاقیت بود اینک باید برای پیوست عالمان ،جوانان و پیوست شبکه های مذهبی و اجتماعی دو کشور برنامه هایی عالمانه ،عقلانی و بر مدار اسلام ناب محمدی(ص) ارائه کند؛ از "کوروش بازی" و هر قسم دیگری از دریافت های رمانتیک ایرانیت پرهیز نماید چه ایران و مصر سالهاست که از پهلویسم، ناصریسم ودیگر اقسام التقاطی و ترکیبی ناسیونالیسم واسلام عبور کرده است، گو اینکه اگر عقلانیت ابتنا یافته بر شریعت، محور گفتگوهای فقهی، اجتماعی و سیاسی دو ملت و دو دولت باشد چه بسا مصر عصیان کننده بر روح کمپ دیوید، از چندین سوریه دوست وانقلابی، کار ساز تر باشد، شاید لازم آمد تا در آینده ای نزدیک شبیه آنچه که در باز پس گیری بیت المقدس بفرماندهی "صلاح الدین" اتفاق افتاد این بار، در محوری مشترک واز قرارگاه و اتاق جنگی مشترک "تنگه هرمز" و "کانال سوئز" را توأمان بر اجنبی بستیم و در بیت المقدس "نماز وحدت" اقامه کردیم. مشروط به اینکه دولت دهم به "اصل"  و "تبار" خویشتن خود در دولت نهم برگردد.

مصر کنونی، در عصر ایران روزها و سال نخست انقلاب ما به سر می برد، چه بسا حوادث، اتفاقات و مسایل داخلی مصر، انقلاب اسلامی اش را بصورت مقطعی تحت الشعاع قرار دهد و مگر ما از این اتفاقات در صدر انقلاب کم داشتیم!؟ پس باید با صبر وحوصله و انصاف  جامعه مدنی اسلامی و شبکه های اجتماعی و مکتبی دو ملت را به یکدیگر پیوند داد و از  تبلیغات  غرب و مرتجعین عرب نهراسید، کمپ دیوید قبض روح شد و جانی دوباره در کالبد مصر دمیده شد در این صورت ایرانیان ومصریانِ سوار بر اریکه ی هرمز وسوﺋز دور نخواهد بود که بیت المقدس را به دامان اسلام برگردانند.


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo