تبلیغات
مسلسل ----آموزش نظامی - درمحضر آیت الله بهجت(ره)

جانم فدای رهبر

منتخب نکته های اخلاقی از آیت الله بهجت(ره)

منابع مقاله:

مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی بهجت (ره)، ؛

همه چیز در دست خداست
به غیر از حافظیّت خدا، به هیچ چیز نباید اعتماد داشت. همه چیز در دست خداست؛ در روایت است که لا حول و لا قوه الا بالله یعنی هیچ روگردانی از گناهان نیست مگر با حفظ و نگهداری خود خدا و هیچ نیرویی بر طاعت و عبادت خدا نداریم مگر به کمک و یاری خداوند.(تحف العقول ص 468) 
 


گناه زهر است
هیچ ذکری بالاتر و مهمتر از عزم پیوسته و همیشگی بر ترک گناه نیست؛ یعنی تصمیم داشته باشید اگر خداوند صدسال هم به شما عمر داد، حتی یک گناه نکنید،همچنان که اگر صد سال عمر کنید، حاضر نخواهید شد یک بار تَهِ استکانی زهر بنوسید؛ حقیقت و واقع گناه هم، زهر و سَمّ است.
 
نخستین گناه شاید به ناکجا آباد بکشد!
اگر انسان یک گام در راه غیر رضای خدا بردارد، دیگر گامهای بعدی را نمی داندچه خواهد شد!همان گام اول، او را به جاهایی که نمی داند، خواهد کشید.
 
شرط همه توسلات، توبه است
- پرسش: آیا استفاده از خاک مدفن سیدالشهداء و آب زمزم – که اینقدر آنها را برای شفا یافتن سفارش می کنید – دعای ویژه ای هم دارد؟
- پاسخ: شرط همه ی توسلات، توبه است و غیر از توبه شرط دیگری ندارد.
 
در هر مرتبه ای هستید، تقوا را مراعات کنید
آیت الله بهجت خطاب به نوجوانانی که بعد از تشرف امام رضا علیه السلام در مشهد خدمت ایشان رسیدند:
إنشاءالله مؤید، مقبول الزیاره و محفوظ و معصوم از شرّ شیطانهای انس و جن و آفتهای دنیوی و اخروی و ظاهری و باطنی باشید.
در هر حال با خدا باشید و خدا را فراموش نکنید تا اینکه خودمان، خودمان را فراموش نکنیم.
خداوند همیشه، همه ی مردان و زنان مؤمن را موفق بدارد تا از صراط مستقیم به چپ و راست منحرف نشوند و از خداوند همیشه سعادت خودشان را بخواهند و تا ابد از شرّ و آفت شیطانهای انس و جن، دوری کنند و به خدا و انبیاء او و اوصیای انبیاء و ملائکه ی مقرب، نزدیک شوند.
هر کسی – با هر مرتبه ای که دارد – اگر از خداوند و انبیاء و راه انبیاء و اوصیاء دوری کند، آخرش به همان اندازه ی دوری اش، پشیمان خواهد شد و هر کس در هر مرتبه و هر جا و هر کاری باشد، با نزدیک شدن به آنان، آخر کارش سعادت و خوشحالی است.
امید دارم خدا همه را در صراط مستقیم به گونه ای حفظ و تثبیت کند که گمراهان را بتوانیم به راه بیاوریم، نه اینکه آنانی را که در راه مستقیم هستند، گمراه کنیم.
 
گردنه ای که نمی توان از آن گذشت مگر...
در قیامت گردنه ای هست که کسی حقی از مردم بر گردنش باشد، نمی تواند ازآن بگذرد؛ یا باید از حسناتش به کسی که حق او را پایمال کرده، بدهدیا... بالاخره تا مردم در آنجا از همدیگر راضی نشوند، نمی تواننداز آنجا بگذرند.
 
چرا این اندازه از امام زمان علیه السلام دوریم؟!
چرا این اندازه از امام زمان عجل الله فرجه دوریم؟! ایشان که ما را می بیند و از همه ی موجودات، ظاهرترند، پس چرا این اندازه غافلیم و آن حضرت علیه السلام را از خود دور می بینیم؟! چرا این حضور قلبی را نداریم که از سوی ایشان هر لحظه به مطالبی دست بیابیم؟!
 
شکر گزاری بر علم ما هم می افزاید
اگر ما شاکر باشیم، خدا می داند چه اندازه بر علوم حقیقی ما افزوده می شود: «لئن شکرتم لأزیدنّکم. اگر سپاسگزاری کنید [نعمت] شما را افزون خواهم کرد.»(سوره ابراهیم، آیه 7)
 
بیشتر بیاندیش!
یکی از طلاب که اهل جبل عامل بود و پس از تحصیل در نجف به وطن خود بازگشت و در آنجا بسیار مشهور شد، در درس مرحوم آقا ضیاء اراکی شرکت می کرد و خیلی اشکال می نمود.
روزی آقا ضیاء به وی فرمود: «شما که این همه سال به درس ما آمدی، یک سال هم در درس من حرف نزن، تا پس از آن یفهمی اصلا من فارسی حرف می زنم یا انگلیسی یا...»
 
سفارش به نماز اول وقت و فراگیری علوم دینی
حضرت آیة الله بهجت قدس سره در دیدار با مسئولان دانشگاه علوم پزشکی تهران، با اشاره به دقت در تعلیم و تربیت دانشجویان، بر وجوب همّت در تعلیم اسلامی دانشجویان، تأکید کردند و فرمودند: (دانشجویان و انسان مسلمان به هر مقامی نائل شوند، باید مطالعه ی اسلامی و دینی داشته باشند و از محرمات بپرهیزند.
اگر دانشجو از مسائل دینی آگاه باشد، کار حرام انجام نمی دهد و گرفتار گناه نمی شود.
باید آن اندازه همت داشته باشیم تا گنجهایی را که رسول الله صل الله علیه و آله و سلم در روایات برای ما قرار داده اند، بیرون بکشیم و به دست جوانانمان بدهیم.اگر جوانان درس نخوانند، انحراف از دین برای آنان محتمل است. انسان باید دنبال هدایت برود، نه اینکه دنبال راهی برود که عاقبتش هلاک ابدی باشد. باید ان قدر درس بخوانند که گویی انان را در محفظه ی مطمئنی گذاشته اند که شیطان ها در آنان اثر نمی کنند.)
حضرت آیت الله بهجت قدس سره سپس با تأکید بر نماز اول وقت افزودند: (یکی از استادان اخلاق در نجف می فرمود: من ضامنم اگر کسی نمازهای پنجگانه را در اول وقت بخواند به مقامات عالیه می رسد؛ اگر کسی این کار را کرد و به مقامات عالیه نرسید، بر من لعن بفرستد. اطباء باید فقیران را هم معاینه کنند. اگر فقیر، خودش نتواند از طبیب تشکر کند، صاحب کار [خداوند و صاحب الزمان علیه السلام] می بیند و تشکر می کند.
 
شما بر کافران اثر بگذارید، نه آنها بر شما
باید خیلی خیلی ملتفت باشیم که از مفاد إنّی تارک ٌ فیکم الثقلین - که قرآن و عترت است و خدا آنها را برای ما قرار داده است - جدا نشویم و گر نه در دارالضّیافه ی گرگ ها قرار می گیرید. همه ملتفت باشید -که از قرآن و اهلبیت علیهم السلام که باطنشان یکی است - جدا نشوید به این طرف و آن طرف نروید زیرا منحرفان به فانیات تعلبق دارند و سخنانشان یا باطل است یا دروغ.
بنابراین با کافران و سرانشان و افراد مانند انها، ابدا رفاقت و دوستی – و هر چه بدین معناست – نداشته باشید. اگر هم یک مصاحبتی با آنان کردید، شما باطل انها را بگیرید و [عقائد] حق را به آنها بدهید؛ نه اینکه آنها باطلشان را به شما تزریق کنند یا حق شما را از دستتان بگیرند.
 
کاری کنید که نیاز به کشتن حیوانات موذی نباشد
شخصی از حضرت آیت الله العظمی بهجت پرسید در خانه مان مورچه زیاد است؛ آیا کشتن آنها اخلاقا پسندیده است؟
آقا فرمودند: به جای کشتن، مقداری نفت جلو لانه شان بریزید. وی گفت: حالا که در خانه پخش شده اند چه کنیم؟
آقا با تبسمی فرمودند: [یا أیها النمل] ادخلوا مسکنکم لا یحطمنّکم سلیمان و جنوده.(سوره نمل آیه ی 18)
 
وسواسی دچار تناقض است!
در وسوسه گاهی میان دو نقیض جمع می شود. شخص دارای وسواس، هم یقین دارد و هم ندارد! نقل شده که کسی به دخول وقت نماز ظهر یقین نمی کرد؛ آنقدر طول داد که دیگر وقت تمام شد [و آفتاب غروب کرد].
 
چه زمانی ازدواج کنیم؟
جوانی 18 ساله از حضرت آیة الله العظمی بهجت رحمة الله پرسید: چه زمانی ازدواج کنیم؟
آقا تبسم نمایانی کرد و فرمود: پس از بلوغ!
 
استحباب در خانه ماندن زن
در خانه نگه داشتن زن، مستحب است و اگر بیرون رفتن برای وی خطری داشته باشد، این کار واجب می شود.
پرسش: آیا فضیلت نماز جماعت تنها برای مردان است یا زنان هم می توانند شرکت کنند؟
پاسخ: به شرطِ آنکه در مسجد با پرده ای کاملا پوشیده باشند، می توانند شرکت کنند؛ در راه هم اگر پشت سر مردان حرکت کنند، اینکار مانند پرده ای آنان را از مردان جدا می سازد و باید اینگونه باشند.
 
از علی علیه السلام بگو تا از علی علیه السلام بشنوند
حضرت آیة الله العظمی بهجت رحمة الله به یکی از روحانیان که گاهی در مجالس ایشان موعظه می کند، فرمودند: بر منبر، خطبه های کوچک نهج البلاغه را بخوان و برای مردم بازگو کن چرا که وقتی آن خطبه ها خوانده شود، مردم در پای منبر شنونده ی امام علی علیه السلام خواهند بود.
 
طلّابی که تنها در تبلیغ متعمّم می شوند
پرسش: آیا کار طلابی که تنها هنگام تبلیغ متعمّم می شوند شبهه یا اشکالی دارد؟
پاسخ: مانند کسانی هستند که تنها هنگام نماز عمامه گذاشته و تحت الحنک می اندازند.
 
هر کار خوبی صدقه است
امام صادق علیه السلام از پدرانشان، از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل فرموده اند: کلُّ معروفٍ صدقه هر کار خوبی صدقه است.(الخصال ج 1 134)
 
او [دیگر] کیست؟! قرآن بخوان، خوب است
روزی جوانی در راه خانه، از حضرت آیة الله بهجت رحمة الله پرسید: نظر شما درباره ی دکتر... [نویسنده ای که اشکالات بنیادین فراوانی در کتابهایش هست] چیست؟
فرمودند: او [دیگر] کیست؟!
و پس از چند لحظه شاید به این خاطر که دانستند جوان مقصود ایشان را متوجه نشده باشد دوباره رو کرد به وی و افزودند: قرآن بخوان [که اینکار] خوب است.
 
سفارش های مهم معظم له به شهردار تهران
هنگام تشرف شهردار تهران به محضر آیة الله العظمی بهجت در تاریخ 26 / 2 / 87 معظم له خطاب به وی فرمودند:
مراقبت کنید! مردم را راهنمایی کنید! گمراه ها را راهنمایی کنید! مردم را گمراه نکنید! [عملکرتان] طوری باشد که خدا را راضی کنید (نه رضایت فلان افراد را) پناه ببرید به خدا در کلیات و جزئیات. یک لحظه غافل نشوید!
 شما مثل یک آدم عادی نیستید، هر طوری شود – در کلیات و جزئیات – به شما نگاه می کنند و مواظبند از شما ایراد بگیرند.
از ایراد و دروغ [گفتنِ دیگران] نترسید تا [زمانی که] دست شما به بالاست. یک ریسمانی در بالای سرتان داشته باشید و به آن چنگ زنید. همیشه متکی به خدا و متکی به خواستِ خدا باشید. او را ناصر و معینِ خود بدانید. به زید و عمرو و بکر نگاه نکنید که با شما خوب است یا بد؟ نگاه کنید به اینکه خدا از شما راضی باشد. این ملاک است و لو همه ی عالم از شما ناراضی باشند. او [خدا] که راضی بود، غصه ندارد که دیگران راضی هستند یا نیستند؛ از شما خوششان می آید یا نمی آید.
البته در وسائلِ [به دست آوردن خرسندی ِ خدا و نزدیکی به او] چیزی که مختصر و کارکن و مفید باشد، صلوات زیاد است و با آن، خدا شما را بالا می برد. صلوات عاشقانه و محبّانه [انسان را بالا می برد].
او [خداوند متعال] حاضر است و ما را می بیند [اما] ما او را نمی بینیم؛ همانطور که امامِ ما حاضر است و ما غائبیم.
[آقایی بود در نجف نقل می کرد:] استادی داشتیم [که] اِخبار از مغیبات می کرد. من شاگرد و خادمِ او بودم و خرجی خانه ی ایشان با من بود. می گفت: هر چه دلت خواست [برای من بخری] استخاره کن و بخر، غیر از تنباکو – با تنباکو مخالف بود -.
روزی [که پشت سر ایشان در حال حرکت بودم] در دلم گفتم: [آیا] غیر از ائمه سلام الله علیهم کسی می تواند اخبار از مغیبات کند؟
گویی ایشان شنید؛ [برگشت رو به من کرد و] فرمود: نعم المؤمنون یعلمون الغیب [بله مؤمنان علم غیب دارند].
این از طریق اتصال به خدا میسر است و برای امام علیه السلام این امر هست. امام زمان علیه السلام حرف مرا پیش از آنکه شما از من بشنوید می شنود.
یقینیات را از دست ندهید، کارتان برای او [خدا] باشد. [اگر] رئیس شدید، راستگو باشید باید طوری باشد که همیشه خدا را، بلکه ولی خدا را، ناظر و بصیر در جزئیات و کلیات کارتان بدانید.
خدا موفقتان کند که شیاطین انس و جن نتوانند در شما تصرف کنند و نتوانند یقینیات شما را بگیرند.
کاری بکنید که پشیمانی نداشته باشد. عمروعاص – که ظاهرا در دنیا در ترقّی بود – هنگام مرگ انگشت در دهان داشت؛ حاکی از این که «پشیمانم»! هیچ کس این طوری در پشیمانی نمُرد؛ من نشنیده ام یا به یادم نیست که غیر از او، کسی در حال مرگ انگشت در دهان داشته باشد. کاری نکنید که آخرش پشیمان شوید. [اگر می خواهید چنین کاری کنید] از اولش پشیمان شوید! پشیمانی علامت این است که نباید این کار را بکنی.
کارِ آسان و کوچک – بعد از ملاحظه ی واجبات و محرمات - صلوات فرستادن است؛ صلوات محبت آور است و محبت، [انسان را] بالا می کشد.
بعد از صحبت آیت اله العظمی بهجت پرسیدند: اسم شما چیست؟
- شهردار تهران: محمد باقر
حضرت آیة الله بهجت: با باقر آل محمد صلوات الله علیهم در دنیا و آخرت معیّت [همراهی] بیابید.





**************************************************************************************


عظمت قرآن کریم در کلام آیت الله بهجت(ره)

منابع مقاله:

مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی بهجت (ره)، ؛


اگر کتابی بود که عکس اشیا را نشان می داد، آن کتاب همین قرآن است که بهشت و جهنم را نشان می دهد. [در محضر بهجت:1/11]
خدا می داند قرآن برای اهل ایمان – مخصوصاً اگر اهل علم باشند – چه معجزه ها و کراماتی دارد و چه چیزهایی از آن خواهند دید! [در محضر بهجت:1/55]
اگر قرآن را به صورت واقعی اش ببینیم، آن گاه معلوم می شود که دست از ترنج می شناسیم یا نه! [در محضر بهجت:1/36]
برنامۀ قرآن، آخرین برنامۀ انسان سازی است که در اختیار ما گذاشته شده است، ولی ما از آن قدردانی نمی کنیم! [در محضر بهجت:1/55]
اگر به قرآن عمل می کردیم، دیگران را به اسلام و قرآن جذب می نمودیم؛ زیرا قرآن، جامع کمالات همۀ انبیای اولوا العزم (علیهم السلام) است. [در محضر بهجت:1/112]
اگر درست به قرآن عمل می کردیم، با عمل خود دیگران را جذب می کردیم؛ زیرا مردم غالباً – به جز عدّۀ معدود – خواهان و طالب نور هستند. [در محضر بهجت:2/.14]
قرآن، انسان را به غایت کمال انسانی می رساند. ما قدردان قرآن و عدیل آن: اهل بیت (علیهم السلام) نیستیم. [در محضر بهجت:2/227]
مدام به قرآن نگاه کردن، دوای درد چشم است. [در محضر بهجت:2/280]
اگر از قرآن استفاده نمی کنیم، برای آن است که یقین ما ضعیف است. [در محضر بهجت:2/280]
خدا می داند حفظ قرآن، چه قدر در استفاده از این معدن و منبع رحمت الهی، مدخلیّت دارد... ما آن گونه که باید و شاید از قرآن، استفاده نمی کنیم! [در محضر بهجت:1/114]
آیۀ: (وَلَو أََنَّ قُرآناً سُیِرَت بِهِ الجِبالُ أَو قُطِعَت بِهِ الأَرضُ أَو کُلِّمَ بِهِ المَوتی [رعد:31]: اگر قرآنی وجود داشت که به واسطۀ آن، کوه ها سیر شود، یا زمین به آن پیموده و یا شکافته شود، یا با مردگان سخن گفته شود...) چه می گوید؟! آیا امور مذکور در آیۀ شریفه، فرض محال و غیر واقع است؛ یا می خواهد بفرماید: اهلش با این قرآن، همۀ این کارها را می توانند انجام دهند؟![در محضر بهجت:1/281]
کسی آشنا به قرآن است که زیادتر در آن تدبّر کند؛ مجموعۀ روایات هم مثل قرآن است.[گوهرهای حکیمانه:100]
اگر راست می گوییم که قرآن، سلاح است، پس چه احتیاج به سلاح دیگر؟![در محضر بهجت:2/14]
آیا هیچ می دانیم که قرآن، نظیر سایر مکتوبات نیست! گویی قرآن، موجودی ربوبیّ از عالم نور و روحانی است که در عالم اجسام و اعراض ظهور کرده است! [در محضر بهجت:2/135]
باید به طور یقین بفهمیم که نگاه کردن به قرآن، مثل نگاه کردن به سایر کتب نیست! [در محضر بهجت:2/135]
به هیچ امّت و ملتی چنین قرآنی داده نشده که این همه خواصّ و آثار داشته باشد! نعمت به این بزرگی به ما داده شده، ولی مثل این است که اصلاً نداده اند، و مثل این که این کتاب، مکمِّلِ انسان نیست! [در محضر بهجت:2/136]
توسل به قرآن و حمل و فهم و قرائت آن، برای نجات عموم مردم – چه رسد به خواصّ – مفید است! [در محضر بهجت:2/150]
جای تعجب است که به شخصیت ها و سخنان آنها اهمیت داده می شود و سخنرانی هایشان ضبط می شود، اما قرآن که در دست ما است، این طور نزد ما ارزش ندارد! همه می دانیم که دربارۀ قرآن، مقصّریم! [در محضر بهجت:2/282]
کسی که این مطلب را که: قرآن، تِیانُ کُلِّ شَیء [بیانگر همه چیز] است دنبال کند، عجایب و غرایب می بیند! [در محضر بهجت:2/297]
قرآن کتابی است که پیغمبر ساز است؛ زیرا پیغمبران دو گونه اند: قسم اول، پیامبرانی هستند که از جانب خداوند به پیامبری تعیین شده اند. قسم دوم، پیغمبرانِ کمالی، که در اثر ایمان و عمل به دستورات قرآن، به کمالات پیامبر نایل می گردند. بنابراین قرآن، پیغمبرانِ کمالی تربیت می کند و پیغمبر ساز است. [در محضر بهجت:1/120]
ما وظیفه داریم که در تعلیم، تلاوت و عمل به قرآن کوشش کنیم. ولی ما شبهای احیا قرآن بر سر می گذاریم؛ و در مقام عمل، آیه های حجاب، غیبت، کذب، و آیات: (وَیلٌ لِلمُطَفّفینَ: وای بر کم فروشان.) و نیز: (فَلا تَقُل لَهُما أُفٍّ: پس به پدر و مادر، اُف نگو.) همچنین: (وَلا تًمشِ فِی الأَرضِ مَرَحاً: و با ناز و تکبر در روی زمین راه مرو.) و ... را زیر پا می گذاریم. [در محضر بهجت:2/298]






************************************************************************************************



نماز در کلام آیت الله بهجت(ره)

منابع مقاله:

مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی بهجت (ره)، ؛

راه تحصیل حضورقلب درنماز
فرمودند:
اگر کسی بخواهد حضور قلب تحصیل کند، لحظه ای که درنماز، توجه پیدا می کند، اختیارا قلب خود را منصرف [به غیر} نکند.
همین اقدام، سبب دوام حضور می شود.[تا] عمل نکند، نمی فهمد.
(یعنی نمی تواند آثار و برکات این دستورالعمل را بفهمد.) 
 


نماز، ملاک قبولی و متبوع تمام اعمال
سؤال:
معنای این روایت که می فرماید: «إِنَّ کُلَّ شَیْ ءٍ مِنْ عَمَلِکَ تَبَعٌ لِصَلاتِکَ. به راستی که تمام اعمالت تابع نمازت می باشد.» (نهج البلاغه، ص 383)  چیست؟
جواب:
شاید مقصود این باشد که در روایت دیگر می فرماید: «إِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ ما سِواها، وَ إِنْ رُدَّتْ رُدَّ ما سِواها. اگر نماز پذیرفته شود، سایر اعمال نیز مورد پذیرش قرار می گیرد؛ و اگر پذیرفته نشود، سایر اعمال نیز مورد قبول قرار نمی گیرد.»(فلاح السائل، ص 127)
 
لذّت از نماز، از هر لذّتی بالاتر است
در روایت است که رسول اکرم صلّی اللّه علیه وآله وسلّم فرمود:
«حُبِّبَ إِلَیَّ مِنْ دُنْیاکُمْ: أَلطِّیبُ، وَ النِّساءُ، وَ جُعِلَ قُرَّةُ عَیْنِی فِی الصَّلاةِ. iز دنیای شما مورد علاقه و محبوب من است: عطر و بوی خوش، زنان، و نور چشم من در نماز قرار داده شده است.»(وسائل الشیعة، ج 1، ص 442)
تمام لذّتها روحی است و آن چه از لذّات که در طیب و یا از راه نساء، به صورت حلال تکوینا مطلوب است، بیش از آن و به مراتب بالاتر، در نماز است؛ امّا طفل کم درک را با لذت حجله و عروسی کاری نیست و حجله گاه برای او لذّت ندارد، بلکه برای او حصار و قفس و زندان است و خود او در آن جا زندانی و بی تحرّک است، برای او دویدن و بازی لذت دارد، او دوچرخه و سه چرخه دوست می دارد و از این لذّت می برد که از جایی به جایی در حرکت و سیر باشد، بازی در کوچه برای او از حجله و عروسی لذّت بخش تر است.
 برای ما هم آبگوشت لذت دارد. برای تریاکی ها و شیره کشها و... کارهایشان از همه چیز چنان که مدّعی هستند لذیذتر است.
 لذّتها همه روحی است، وگرنه کوه به این عظمت، در جهالتِ از لذتهای روحی است.
در روایت است:
«تَنَعَّمُوا بِعِبادَتِی فِی الدُّنْیا، فَإِنَّکُمْ تَتَنَعَّمُونَ بِها فِی الاْآخِرَةِ. در دنیا از عبادت من برخوردار شوید و لذّت ببرید، چرا که در آخرت از آن لذّت خواهید برد.»(اصول کافی، ج 2، ص 83)




*************************************************************************************************************




مهدویت در کلام آیت الله بهجت(ره)

منابع مقاله:

مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی بهجت (ره)، ؛


دعای فرج، دوای دردهای ما است
دعای تعجیل فرج دوای دردهای ما است، در روایت است که: در آخر الزمان همه هلاک می شوند،« إِلاّ مَنْ دَعا بَالْفَرَجِ. » مگر کسانی که برای [تعجیل] فرج دعا کنند.
ائمّه ی ما علیهم السّلام با این بیان خیلی به اهل ایمان و شیعیان عنایت کرده اند تا خود را بشناسند. علامت گذاری برای آن ها است، یعنی اگر برای فرج دعا می کنید، علامت آن است که هنوز ایمانتان پا برجاست. دستورهای عجیب و غریب دیگر هم داده اند، زیرا در آخرالزمان گرفتاری اهل ایمان خیلی سخت می شود به حدّی که در روایت آمده است:
« بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلْما وَ جَوْرا. » بعد از آن که زمین از جور و ستم پر می شود.
و شاید در روایت وارد شده باشد که:
« یُنْکِرُهُ أکْثَرُ مَنْ قالَ بإِمامَتِهِ! » « لاِءَنَّهُ یَقُوُم بَعْدَ... ارْتِدادِ أَکْثَرِ الْقائِلِینَ بِإِمامَتِهِ. »؛ (زیرا او بعد از... بازگشت بیشتر معتقدان به امامتش قیام می کند.)
بیشتر کسانی که اعتقاد به امامت آن حضرت دارند، او را انکار می کنند. یعنی بیشتر مردم از اعتقاد وایمان به امامت بر می گردند. هم چنین فرموده اند که در آخرالزمان این دعای فرج را که دعای تثبیت در دین است، بخوانیم: « یا أللّهُ،یَا رَحْمانُ، یَا رَحیمُ، یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ، ثَبِّتْ قَلْبی عَلی دینِکَ. » ای خدا، ای رحمت گستر، ای مهربان، ای زیر و رو کننده ی دل ها، دل مرا بر دینت ثابت و استوار گردان. یعنی آن مرتبه ای از ایمان را که به من منّت نهادی، حفظ کن، نه این که مسلمان باشد و به همان باقی باشد، چون این معنا تثبیت در دین نیست. این توسّلات، عزاداری ها، سوگواری ها و زیارت قبور اهل بیت علیهم السّلام علامت آن است که اهل ایمان به آن ها اتّصال و الصاق دارند و هنوز از آن ها منحرف نشده اند؛ لذا کفّار و دست نشانده های آن ها دستور داشتند که بین مسلمانان و قرآن تا چه برسد به مساجد و تکایا و مجالس عزا و روضه خوانی جدایی بیندازند، زیرا همه ی این ها ضدّ خواسته های سلاطین جور بود، لذا فرمان هدم قبور یا تعطیلی مجالس روضه خوانی را دادند. روز هشتم ماه شوّال که روز هدم قبور ائمه ی بقیع علیهم السّلام است قاعدتا روز تعطیلی حوزه ی علمیه نجف بود، ولی ما کم کم عادت کردیم و برای ما عادی شد.!
 
علّت غیبت امام زمان عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف خود ماییم
سبب غیبت امام زمان عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف خود ما هستیم زیرا دستمان به او نمی رسد، وگرنه اگر در میان ما بیاید و ظاهر و حاضر شود چه کسی او را می کُشد؟!
 آیا جنّیان آن حضرت را می کشند، یا قاتل او انسان است؟!
 ما از پیش در طول تاریخ ائمّه علیهم السلام ، امتحان خود را پس داده ایم که آیا از امام تحفّظ، و اطاعت می کنیم، و یا این که او را به قتل می رسانیم؟!
انحطاط و پستی انسان به حدّی است که قوم حضرت صالح علیه السّلام ناقه ی صالح را با این که وسیله ی ارتزاق و نعمت آن ها بود، پی کردند، چنان که قرآن کریم درباه ی آن می فرماید:
«لهَا شِرْبٌ وَ لَکُمْ شِرْبُ یَوْمٍ مَّعْلُومٍ»(سوره ی شعراء، آیه ی 155) یعنی، یک روز آب سهم شما باشد و روز دیگر سهم آن. آن ناقه، یک روز آب چاه را می خورد و در عوض به آن ها شیر می داد!
بنابراین، همان گونه که ممکن است عُقلا خزینه و انبار نعمت خود را نابود کنند، هم چنان که ناقه ی صالح را کشتند، امکان دارد که ما انسان های عاقل(!) نیز امام زمان عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف را که تمام خیرات از او است و از ناقه ی صالح بالاتر و پر فیض تر است برای اغراض شخصیّه ی خود به قتل برسانیم!
 
در فکر آن باشیم که با حضرت غائب عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف رابطه داشته باشیم
یکی از امور مهم بلکه از اهمّ امور این است که بدانیم چه کار کنیم تا مثل کسانی از علما و متشرعه و صلحای تابع علما باشیم که فرج شخصی و ارتباط خاصّ با حضرت ولی عصر عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف داشته اند، و محتاج نبوده اند که در امور خودشان یا غیر خودشان فی الجمله عدل عمومی را خواستار باشند. از قبیل نوّاب اربعه و علمای معاصر آن ها که مقامات و کراماتی داشته اند که ما نداریم، به طوری که نمی توانیم بگوییم مثل آن ها هستیم.
باید مجالسی تشکیل دهیم و با رفقا و اصدقا بنشینیم و مذاکره کنیم که به چه راهی می شود به آن حضرت رسید و با آن حضرت رابطه داشت.
 
زیرا بلاکلام هر فیضی به ما می رسد چه خصوصی و چه عمومی و چه داخلی و یا خارجی، و چه جسمانی و چه روحی فقط از ناحیه ی همان یک فیض است و توجّه به همه ی ائمّه علیهم السّلام هم به او راجع می شود؛ لذا شخصی به حضرت رسول اکرم صلّی اللّه علیه وآله وسلّم توسّل نمود و حضرت رسول صلّی اللّه علیه وآله وسلّم او را به فلان امام و فلان امام و در آخر به امام زمان عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف حواله داد.
 
تلازم انتظار فرج با عمل به قرآن و تبعیّت از عترت و دعا برای دوستان گرفتار امام زمان(ع)
قرآن کتابی است که تمام نور است، و هادی به سوی امام علیه السّلام .
 امکان ندارد حجّت در میان ما نباشد و مردم بدون امام علیه السّلام باشند. اگر به آن چه در دسترس ما است(قرآن و عترت.) عمل کنیم، انتظار فرج جا دارد.انتظار ظهور و فرج امام زمان عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف با اذیّت دوستان آن حضرت سازگار نیست. دوستان آن حضرت از هر دو طرف در این جنگ (جنگ عراق علیه ایران.) چند سال است که از بین می روند و او می بیند و متأثّر می شود، ولی به حسب ظاهر دستش بسته است نمی تواند کاری بکند؛ امّا چه قدر حضرت مهربان است به کسانی که اسمش را می برند و صدایش می زنند و از او استغاثه می کنند، از پدر و مادر هم به آنها مهربانتر است.
اگر ما غافل باشیم و دعا و تضرّع نکنیم، و همه این بلاها را ندیده بگیریم و کَالْعَدَم حساب کنیم، یا آنها را باید مسلمان به حساب نیاوریم و یا خود را! و اگر به آنها ترحم نکنیم، کسی به ما ترحم نخواهد کرد.
 
هر چند از فیض حضور غایبیم، ولی...
هر چند حضرت حجت عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف از ما غایب و ما از فیض حضور آن حضرت محرومیم، ولی اعمال مطابق یا مخالف دفتر و راه و رسم آن حضرت را می  دانیم و این که آیا آن بزرگوار را با اعمال و رفتار خود خشنود، و سلامی هرچند ضعیف خدمتش می  فرستیم، و یا آن حضرت را با اعمال ناپسند، ناراضی و ناراحت می کنیم.
با این که در مال آن حضرت(سهم امام علیه  السّلام) تصرف می  کنیم، دیده و شنیده نشده که حضرت در تصرّف ما ترتیب اثر داده و در حیف و میل آن به کسی اعتراض نموده باشند.
گویا مال آن حضرت را مال او نمی  دانیم و گویا آن حضرت این مال را مالِ خود نمی  داند که به ما اعتراض نمی  کند!
 
مهمّ تر از دعا برای تعجیل فرج
مهمّ تر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف ، دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انکار آن حضرت تا ظهور او می باشد؛ زیرا مردن، تنها قطع حیاتِ دنیای چند روزه ی فانی است؛ اما بیرون رفتن از عقیده ی صحیح، موجب هلاکت ابدی از حیات جاوید آخرت و خلود در جهنّم است، لذا حضرت امیر علیه السّلام در لیلةُ المَبیت از رسول اکرم صلّی اللّه علیه وآله وسلّم می پرسد:
«أَفِی سَلامَةٍ مِنْ دِینِی؟»(1) آیا دین من سالم خواهد بود؟
  یعنی از استقامت در دین و ثبات ایمان و عقیده تا مرز شهادت را که از خود شهادت بالاتر است، از آن حضرت سؤال می کند.
این دعا خیلی عالی است که دستور داده شده است در زمان غیبت خوانده شود، که:
«یا أَللّه  یا رَحْمانُ یا رَحِیمُ! یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ، ثَبِّتْ قَلْبِی عَلی دِینِکَ.»(2)
ای خدا، ای رحمت گستر، ای مهربان، ای گرداننده ی دل ها، دل مرا بر دینت ثابت و استوار بدار.
 
کسانی را دیده ایم که گویی به حضرت غائب عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف تلگراف می کردند
باید اعتقاد داشته باشیم که عنایت و امداد حضرت غائب عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف در وقایع و حوادث و گرفتاری ها نسبت به شیعیان شامل است، و آن حضرت امام مُفْتَرَضُ الطّاعة و حَیّ است و قطعا ظهور خواهد نمود و او «عینُ اللّه  النّاظرةُ» و بر احوال ما مطّلع است.
ما کسانی را دیده ایم که گویی در گشایش و گرفتاری ها با آن حضرت مخابره و تلگراف داشتند، هر چه می گفتند و یا از آن حضرت می خواستند، همان می شد!
شخصی پیاده و خسته در بیابان بود، سه مرتبه گفت:
یا امام زمان، یک مالی بفرست. فورا چرخ و ارّابه ای پیدا شد و او را سوار نمود و به مقصد رساند!
آن حضرت خیلی به ما نزدیک است ولی ما او را نمی بینیم و دور می پنداریم.
 
أَلْبَلاءُ لِلْوِلاءِ
سؤال: آیا ممکن است این بلاهای وارده از باب عقوبت و کیفر گناهان نباشد، بلکه به جهت ترفیع درجات و از باب « أَلْبَلآءُ لِلْوِلاءِ. »؛ (بلا، برای دوستی است.) باشد؟
جواب: برای اهل ولاء مطلب روشن است، هرچه بیشتر مبتلا گردند، یقینشان زیادتر می شود.
 
 میثم بر سرِ دار بود هر آن و هر لحظه اطمینان و ایمانش بیشتر می شد؛ زیرا به او خبر داده بودند.
در هر حال، از سوی حضرت امام زمان عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف زیاد سفارش شده و اصرار شده که در این زمانه و زمینه، دعای فرج بسیار خوانده شود.
 
تهذیب نفس، شرط درک خدمت امام زمان (عج)
در تهران استاد روحانیی بود که لُمْعَتَیْن را تدریس می کرد، مطّلع شد که گاهی یکی از طلاّب و شاگردانش که از لحاظ درس خیلی عالی نبود، کارهایی نسبتاً خارق العاده دیده و شنیده می شود.
روزی چاقوی استاد (در زمان گذشته وسیله نوشتن قلم نی بود، و نویسندگان چاقوی کوچک ظریفی برای درست کردن قلم به همراه داشتند) که خیلی به آن علاقه داشت، گم می شود و وی هر چه می گردد آن را پیدا نمی کند و به تصور آنکه بچّه هایش برداشته و از بین برده اند نسبت به بچه ها و خانواده عصبانی می شود، مدتی بدین منوال می گذرد و چاقو پیدا نمی شود.
و عصبانیت آقا نیز تمام نمی شود.
روزی آن شاگرد بعد از درس ابتداءً به استاد می گوید:
«آقا، چاقویتان را در جیب جلیقه کهنه خود گذاشته اید و فراموش کرده اید، بچه ها چه گناهی دارند.» آقا یادش می آید و تعجّب می کند که آن طلبه چگونه از آن اطلاع داشته است.
از اینجا دیگر یقین می کند که او با (اولیای خدا) سر و کار دارد، روزی به او می گوید: بعد از درس با شما کاری دارم.
 چون خلوت می شود می گوید: آقای عزیز، مسلّم است که شما با جایی ارتباط دارید، به من بگویید خدمت آقا امام زمان (عج) مشرف می شوید؟
استاد اصرار می کند و شاگرد ناچار می شود جریان تشرّف خود خدمت آقا را به او بگوید.
 استاد می گوید: عزیزم، این بار وقتی مشرّف شدید، سلام بنده را برسانید و بگویید: اگر صلاح می دانند چند دقیقه ای اجازه تشرّف به حقیر بدهند.
مدتی می گذرد و آقای طلبه چیزی نمی گوید و آقای استاد هم از ترس اینکه نکند جواب، منفی باشد جرأت نمی کند از او سؤال کند ولی به جهت طولانی شدن مدّت، صبر آقا تمام می شود و روزی به وی می گوید:
 آقای عزیز، از عرض پیام من خبری نشد؟
می بیند که وی (به اصطلاح) این پا و آن پا می کند.
 آقا می گوید: عزیزم، خجالت نکش آنچه فرموده اند به حقیر بگویید چون شما قاصد پیام بودی (وَ ما عَلَی الرَّسُولِ إِلا الْبَلاغُ الْمُبینُ)
آن طلبه با نهایت ناراحتی می گوید:
 آقا فرمود: لازم نیست ما چند دقیقه به شما وقتِ ملاقات بدهیم، شما تهذیب نفس کنید من خودم نزد شما می آیم.
 
وای بر ما اگر. . .
وای بر کسی که حضرت حجّت عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف بداند که او در تحصیل موافقت و رضای آن حضرت، و یا در مخالفت آن حضرت بی اعتنا و لااُبالی است.
در امور مالی به مردم بگوید که دست من دست او است و نماینده ی او هستم، و در کارهای دیگر چنین نباشد!
خدا نکند ما این گونه باشیم!
خصوصا این که میل داریم در آخر زندگی و دم مرگ به داد ما برسد و به شفاعتش بلاهای ما رفع شود.
آیا می شود از اوّل کار از او جدا باشیم و در آخر کار تمایل داشته باشیم از ما دستگیری کند؟!
آقای طبیبی در نزدیکی وفاتش، به همه ی انوار معصومین علیه السّلام سلام کرد و تعظیم نمود ولی هیچ کدام از حضار کسی را نمی دیدند!
آن بزرگواران که در وقت وقتش به آنها احتیاج داریم، نباید کاری کنیم که دم آخر بگویند: ما این شخص را نمی شناسیم!
تفاوت مراتب ایمان و تقوا و یقین ما و علمای گذشته بسیار است، صد سال فاصله ی بین ما و آنها، مانند هزار سال است! دعا کردن و زود مستجاب شدن برای آنها اصلاً چیز عادی عادی بوده؛ ولی حالا اگر کسی بگوید: دعا کردم و مستجاب شد، خیلی نادر است.
نقل کرده اند که آقایی که فاصله ی وفاتش با وفات مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حایری رحمه اللّه یک هفته بود، در مشهد بود و خانواده اش در عراق بودند به حرم امام رضا علیه السّلام مشرّف شد و عرض کرد: خانواده ام... (ا ین قسمت در اصل از قلم افتاده است، شاید عرض کرده است: خانواده ام در عراق هستند و من در مشهد، تقاضا دارم که هزینه ی راه را مرحمت فرمایید تا به عراق بروم.) بلافاصله شخصی از کنارش گذشت و مقداری پول به او داد؛ ولی او رو کرد به حضرت و عرض نمود: «این نه مناسب کرم شما است!» تا این که مقدار دیگری به او می رسید. باز گفت: «کم است!» پس از جریان یکی از علمای مشهد در صحن به او می رسد و می گوید: «معلوم می شود معامله ی شما با حضرت خوب است!» همان اندازه که می خواسته از جیبش در می آورد و به او می دهد.
 
قلب آباد به یاد خدا پیدا کنید. . .
سؤال: اخیرا کتابی نوشته شده درباره ی مثلّث برمودا که مؤلف در آن سعی کرده که اثبات کند جزیره خضرائی که در روایت دارد که در آن جا با امام زمان عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف ملاقات حاصل شده، همان مثلّث برمودا است.
 آیا این تطبیق درست است و آیا جزیره ی برمودا همان جزیره ی خضراء است؟
جواب معظم له: امام عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف در هر کجا باشد، آن جا خضراء است. قلب مؤمن جزیره ی خضراء است، هر جا باشد حضرت در آن جا پا می گذارد.
قلبها از ایمان و نور معرفت خشکیده است. قلب آباد به ایمان و یاد خدا پیدا کنید، تا برای شما امضا کنیم که امام زمان عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف آن جا هست.
 
همه باید سایه ی ظلم و جور را احساس کنند
از این خونریزی هایی که پیش از ظهور حضرت حجّت علیه السّلام واقع می شود، معلوم می گردد که ظهور آن حضرت مانع از خونریزی است، چون همه طَوْعا یا کَرْها(خواسته و یا ناخواسته) تابع آن حضرت خواهند شد.
 و نیز معلوم می شود که آن قدر باید ظلم و خونریزی صورت بگیرد که برای همه روشن گردد که «مُلِئَتْ ظُلْما وَ جَوْرا. زمین از جور و ستم پر شد.»(بحار الانوار، ج 3، ص 80) و همه ی اهل زمین در هر کجا که باشند احساس کنند سایه ی ظلم و جور بر سر آن هاست و همه ی جهانیان حتّی کفّار، در فشار ظلم و ستم به سر ببرند و به انتظار نجات و ظهور فرج و مصلح باشند.
ائمّه ی ما علیهم السّلام در روایات به ما خبر داده اند که: «خیلی از اهل ایمان و عقیده در اثر ابتلائات بر می گردند.»، « لاِءَنَّهُ یَقُوُم بَعْدَ. . . ارْتِدادِ أَکْثَرِ الْقائِلِینَ بِإِمامَتِهِ. زیرا او بعد از. . . بازگشت بیشتر معتقدان به امامتش قیام می کند.»(کشف الغمّة، ج 2، ص 526) خدا کند ایمان ما تا آن وقت باقی بماند، و گرنه اگر ظهور هم نزدیک باشد ولی ایمان ما زایل شده باشد، دیگر ما را چه باظهور آن حضرت و حضرت را چه با ما؟!
برای مؤمنین تثبیت در دین و ایمان و ثبات قدم تا ظهور آن حضرت، از ظهور آن حضرت مهم تر است.
 
لزوم همدردی با مؤمنان
سعدی می گوید:
بنی آدم اعضای یکدیگرند        که در آفرینش زیک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار     دگر عضوها را نماند قرار
مرحوم حاج شیخ عبّاس قمی در سفینة البحار روایتی نقل می فرماید که گویا این شعر اقتباس از آن است.
اگر کسی در امثال و حِکَم و اشعار تتّبع کند، می تواند مجموعه ی بزرگی از آثار جمع آوری نماید. در روایت این مضمون آمده است که:
«گاهی مؤمن به غصّه و اندوه مبتلا می شود و سبب آن را نمی داند. سبب آن ابتلا مؤمن دیگری است به بلایی در اقصی نقطه های عالم. و گاهی رفع بلا از او، موجب شادی مؤمنین دیگر است. و گاهی یک مؤمن موجب رحمت و برکات برای مؤمنین دیگر می شود.»
 آیا با این همه بلاها که برای مسلمانان به خصوص برای شیعه وارد می شود، ما نباید هیچ غم و اندوه داشته باشیم؟ آیا باید بی تفاوت باشیم؟! یا باید حال ما در نگرانی و ناراحتی مثل این باشد که بلا بر سر خود ما می بارد؟!
یکی از علایم آخرالزّمان و قیام و ظهور حضرت مهدی عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف آن است که: «عِنْدَ قَسْوَةِ الْقُلُوبِ» هنگام سنگدلی مردم.
 در توقیع شریف به نقل از حضرت حجّت عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف به این صورت آمده است: «وَ ذلِکَ بَعْدَ طُولِ الاْءَمَدِ وَ قَسْوَةِ الْقُلوُبِ وَامْتِلاءِ الاْءَرْضِ جَوْرا. ظهور بعد از گذشت زمان طولانی و سنگدل شدن مردم و پُر شدن زمین از ستم، خواهد بود.»(بحارالانوار، ج 51، ص 163) در هر حال، با ما اتمام حجّت کرده اند که اگر در این زمان تکلیف خود را بدانیم و بدان عمل نماییم، باید از خوشحالی کلاهمان را به هوا بیندازیم، و در مواردی که اصالت برائت جاری نیست مثل موارد دِماء و اموال خطیره و اَعْراض، و اسلام و ضروریات دین به احتیاط عمل کنیم.





Admin Logo
themebox Logo