تبلیغات
مسلسل ----آموزش نظامی - جنگ در خرمشهر1

جانم فدای رهبر

جنگ در خرمشهر

اشغال و آزادی خرمشهریكی ازفصول افتخارآمیز جنگ تحمیلی است هرچند چگونگی اشغال آن نیزبه تنهایی، خود فصلی بیادماندنی ازاین جنگ محسوب می‏شود . قبل ازهرچیز باید یادآوری كرد كه این اولین بارنبوده كه خرمشهر اشغال می‏شد درسال 1254 هجری قمری ، عثمانی ‏ها خرمشهر را اشغال كردند كه بیش ازسه سال این وضعیت به طول انجامید وسرانجام باپیمان ارزنه الروم كه درآن دورقیب بزرگ آنرمان ،روس وانگلیس ،دخالت داشتند ، شهر تخلیه شد .

درسال 1273 هجری قمری نیزانگلستان خرمشهررا مورد تاخت و تاز قرارداد و تا اهواز پیش رفت كه بامیانجگری فرانسه، ضمن قرارداد صلحی درپاریس ،قضایا حل وفصل گردید .

درشهریور1320 هجری شمسی ،ضمن جنگ دوم جهانی ، باردیگرانگلیسی ها خرمشهر را به اشغال دراوردند كه جهت كمك رسانی به روسها ، مورد استفاده منتفقین قرارگرفت . این بارنیزآزادی خرمشهر پس ازپایان جنگ دوم جهانی ودرشرایط تضعیف امپریالیسم فرتوت انگلیس وجانشینی امپریالیسم قدرتمند آمریكا حاصل گردید .
درآغاز جنگ 8 ساله ایران وعراق باردیگرخرمشهراشغال شد . درروزچهارم آبان 1359 مسجد جامع . آخرین پایگاه ومركز مقاومت شهریه اشغال متجاوزین بعثی درامدواین بمعنای آن بودكه خرمشهرسقوط كرده است .
اما این بار، درسایه انقلاب اسلامی ،هم چگونگی اشغال وهم آزادی خرمشهربكلی متفاوت است . دراین اشغال ، خرمشهربه بركت مقاومت جانانه مردمی ،لقمه‏ای گلوگیر برای دشمن شد ومانع پیروزی بموقع آن گردیدوازدستیابی به اهداف اساسی تهاجم تجاوزكارانه اش جلوگیری كرد . پایمردی مدافعان انقلاب اسلامی دشمن رابیشترازیك ماه درآستانه دروازه شهرمتوقف كرد واوراچنان ازنفس انداخت كه باتصرف شهرنیز نتوانست پیشرویهای ناقص انجام شده رابه پیروزی قطعی تبدیل كند .
نكته مهم دیگرچگونگی آزادی خرمشهراست كه برای اولین بار ،نه بدلیل شرائط جهانی ورقابت قدرتهای بزرگ بلكه با سلحشوری وتوانمندی نیروهای اسلام (درنبرد بزرگ بیت المقدس ) حاصل شد . واین وجه تمایز ، همان چیزی است كه به خرمشهر هویت تازه‏ای بخشید ونام این شهررادركنارواژه‏های جهاد وحماسه وایثار وشهادت جاویدان كرد.
خرمشهر نه تنها بدلیل آنكه بخشی ازخاك مقدس ایران اسلامی است بلكه به این دلیل كه صحنه‏ای برای ظهور ایمان واعتقاد ودلاوریها وشهادتهای رزمندگان گمنام اسلام وسربازان وسرداران بی‏نام ونشان جمهوری اسلامی است ، درخورآنست كه چگونگی اشغال وآزادی آن هرچه روشن‏ترودقیق تر ، درتاریخ انقلاب اسلامی بماند . نوشته حاضرنیزكوششی است دراین راه .
چراخرمشهرمقاوم بود ؟ چه عواملی باعث شد كه شهرباتسلیم طلبی وبی‏تفاوتی بیگانه باشد ؟ چگونه خرمشهر پایگاه عمده مقاومت اسلامی تبدیل شدوزمینه سازی چنین وضعیتی درشهرچگونه وتوسط چه نیروهایی بوده است ؟ بعلاوه دخالت ها ، اخلال وخرابكاری عراق درخوزستان ازجمله درخرمشهرتوسط عناصروابسته اش نیزقابل توجه وبررسی است ودرمقاطع مختلف ، عراق درحوادث سیاسی شهرنقشی عمده داشته است .
مسائل فوق ایجاب میكند كه دربررسی مقاومت بزرگ خرمشهر،سوابق مسئله نیزباید بدقت بررسی شود . بنابراین می‏توان گفت شروع هرگونه بحث پیرامون مقاومت خرمشهر بازمیگردد به چگونگی شكل گیری جناح بندیهای سیاسی ومبارزاتی شهرقبل ازجنگ وسرانجام آن كه مشخص شود چگونه محیط وزمینه برای ایجاد حماسه مقاومت آماده شد .
توضیع اجمالی اینكه قبل ازجنگ دوجریان مبارزاتی مذهبی وقومی درخرمشهروجودداشته كه اولی تحت تاثیرقیام 15 خرداد وپیامدهای آن پدیدارشده است و پیدایش دومی به سالهای 61
1960 ،همزمان بارشد وگسترش ناصریسم درمیان اعراب ونیز اوج گیری مبارزات استقلال طلبانه ناسیونالیستی جهان سوم ، بازمیگردد . البته جریان دوم كه با داعیه جاهلی عربیت وقومیت مبارزه راشروع كرده بود، درادامه تنها نقش سرویس اطلاعاتی وستون پنجم عراق برایش باقی ماند وشاید بكاربردن عبارت “جریان مبارزاتی“ برای آن مستلزم نوعی مسامحه باشد . لكن بهرحال این جریان با قوت هاوآثارخاص خود وجودداشته ودرصورت فقدان نیروهای مذهبی انقلابی درخرمشهر، می‏توانست به یك معضل اساسی دراین منطقه حساس تسهیل شود . ازاینرو دراولین بخش ازمجموعه مقالات حاضر،مختصراْ به حضورایندو جریان درخرمشهر، قبل وبعد ازپیروزی انقلاب پرداخته شده وچگونگی تقابل آنها وسرانجام آن كه الواقع می‏توان آنرا مرحله ای ازجنگ رژیم بعثی عراق باانقلاب اسلامی محسوب كرد، بازگومی‏گردد .

نگاهی به هویت وسرانجام جریان های سیاسی درخرمشهر
1
خلاصه وضعیت نیروهای مبارزشهر ، قبل ازپیروزی انقلاب اسلامی درسال 1961 تحت تاثیر حركت ناسیونالیستی استقلال طلبانه ،كه درآن زمان اوج خاصی یافته بود ، وبخصوص متاثر ازاقدامات وشخصیت جمال عبدالناصر ، تشكل هائی مبتنی بر ناصریسم شكل گرفت . ازآن جمله تشكلی است كه مدتی بعد تحت عنوان جبهه التحریحر درخوزستان ایجاد گردید .
درشرایطی كه سالها ازسركوب حركت شیخ خزعل درخوزستان می‏گذشت ، تاسیس سازمانی بااتكاء به قومیت عربی آنهم باشعارهای “مترقیانه “ وبااتخاذ مشی مبارزه با رژیم وابسته شاه ، مورد توجه قرارگرفت وتوانست درمیان جوانان عرب زبان پایگاه مناسبی پیدا كند .
این سازمان توسط عراق ایجاد شده بود وهمین ارتباط ووابستگی ،بزودی آنرابه گروهی صرفا مزدورروآلتی برای اجرای سیاست ها ومطامع رژیم عراق مبدل ساخت . ازاینرو وقتی ساواك به سركوب وقلع وقمع آنان موفق گردید ، ماجرا بعنوان جنگ قدرت دو نیروی ضدانقلابی كه به نفع یك طرف ختم شده ، پایان پذیرفت واین سازمان نتوانست موجد یك حركت اصیل باشد وبصورت یك جریان پایدارپذیرفت واین سازمان نتوانست موجد یك حركت اصیل باشدوبصورت یك جریان پایدارروزاینده ، باقی بماند . پس ازدستگیری و اعدام برخی ازسران جبهه ، سایرین متواری شدند وبعضا در كشورهای لیبی وسوریه وعراق مراكزی جهت ادامه فعالیت ایجاد كردند . رژیم عراق كه پس ازحاكمیت حزب بعث همواره ، آشكارا ، تمایلات تجاوز وكارانه ای نسبت به منطقه بسیارباارزش (سیاسی . اقتصادی ) خوزستان ازخودشان میداد ، ازاین جریان بصورت یك سرویس اطلاعاتی كه بعضا به اقدامات خرابكارانه‏ای نیزدست میزد ، همچنان استفاده می‏نمود وآنرا تقویت وحمایت میكرد .
پس ازتوافق 1975 الجزایر ، رژیم بعث تعدادی ازعناصر این جبهه رابه رژیم شاه تحویل دادكه برخی اعدام شدند وبرخی به زندانهای طویل المدت محكوم گردیدند . بااین وجود ، عراق همچنان بنوعی برای حفظ وبقای چنین جریانی تلاش میكرد . تابتواند درموقع مقتضی ، درجهت اهداف یادشده ازآن استفاده كند .
ازسوی دیگررژیم شاه ازكمك های اطلاعاتی سیا وموساد سود میبرد ، نسبت به حركت های عراق مشكوك بود . تحلیل ساواك درباره اوضاع وشرائط آنروزها چنین است :
باتوجه به اینكه دولت بعثی عراق همیشه درصدد اتحادبین اعراب خوزستان (باخود ) می‏باشد ، روابط حسنه فعلی (بعدازانعقاد قرارداد 1975 ) درتصمیم آنهاهیچگونه خللی وارد نمی‏‏آورد ونباید تصورنمود كه درحال حاضر كه فعالیت های جبهه درداخل كشورتاحدوی نقصان پیدا نموده ، درآینده نیزبه همین منوال خواهدماند . زیرابه احتمال قوی ، دولت بعثی عراق فعلا به اعضاء جبهه دستورداده كه درحالت سربازگیری باشند تادرموقعیت مناسب كه نیاز به فعالیت مجدد باشد ، باشدت بیشتری فعالیت خود رادنبال نمایند . (اسناد ساواك مورخه 18 / 5 55 )
درواقع بخلاف روند روبه بهبود روابط فیما بین ایران وعراق ، رژیم بعثی ازاهداف درازمدت خود درباره خوزستان دست برنداشته وبادرنظرگرفتن عرب زبان بودن بخشی ازمردم این منطقه بعنوان زمینه مناسبی برای ادعاها وطرح و اجرای تمالیات تجاوزكارانه اش ، درپی اقدامات وفرصت مناسب بود .
فقدان زمینه مساعد فعالیت درداخل باعث شد كه برای تداوم این جریان ، به هرنحو ممكن ودرهرسطح ، فعالیتهائی رادرخارج ترتیب بدهد . كشورهائی نظیر كویت ، كه حضوركارگران عرب زبان خوزستانی درآن می‏توانست زمینه مناسبی برای ایجاد تشكیلات ، عضو گیری و
. فراهم آورده برای این منظوردرنظرگرفته شد .

درباره چگونگی فعالیت عراق دراین رابطه خطوط كلی اجرائی كار، ازیك سند ساواك می‏توان استفاده نمود كه ذیلا به آن اشاره میشود . این سند گزارش یك منبع ساواك ازیك جلسه دركویت است : اعضاء حاضردراین جلسه بایستی سعی كنند كلیه افراد خوزستانی مقیم كویت رامتشكل سازند و بعد آنها راباسخنرانی و مطالعه كتاب مربوط به خوزستان وغیره سطح وفكرآنها رابالاببرندتادرآینده مبارزات نتیجه بخش را انجام دهند وبایستی این تشكیلات به حزب بعث عراق وابسته باشد تادولت عراق بتواند به آنها كمك (كند) وازهم اكنون بایستی اعضاء حاضروسه نفردیگربه اسامی عبده الامیرسباتی وجادرخوما وبی‏وصالح اسدی زاده باعنوان جمله بعثی امته عربیه واحده هفته ای یكبارجلساتی تشكیل وماهیانه گزارش تنظیم وداخل پاكت گذارد وتحویل سفارت عراق دركویت بدهند (اسناد ساواك مورخه 18/5/55 )
نظریه رفتارقبلی عراق (فی المثل تحویل عنصری ازجبهه التحریربه شاه ) وسازش آن رژیم با شاه درمورد مسائل فیمابین ، اینگونه تحركات كمترمفید واقع میشد . سركوب داخلی نیزمزیدبرعلت شده وبرسرگردانی وابهام عناصر مستعد جذب می‏افزود ازاینرو تلاش وسیعی برای توجیه وضعیت موجود لازم بودالبته انجام این تلاشها ازسوی عراق خودنشان می‏داد كه خوزستان برای عمق یك هدف اساسی ودراستراتژی آن همچنان از جایگاه ویژه‏ای برخورداراست . درنمونه ای ازفعالیتهای توجیهی عراق كه دراسناد ساواك آمده ، ابو قطبیه ازعناصر توجیه سیاسی حزب بعث درجلسه ای بااعضای جبهه التحریر دركویت، چنین می‏گوید :
دولت بعث عراق هیچگاه تعهدی درباره خوزستان به ایران نسپرده وبه همین لحاظ موضوع خوزستان راكه جزء یكی ازبندهای مرامنامه حزب بعث می‏باشد فراموش نخواهد كرد . ولی چون توافق مرزی بین رهبران ایران وعراق به عمل آمده لذا آنها موظفند به ایران موافقت نامه احترام بگذارند . (اسنادساواك 18 / 5 /55 )
پیداست كه توجیهاتی نظیرآنچه ذكرشدبرای راه اندازی یك جریان قوی كافی نبود اما عراق نیز برطبق توافقات انجام شده ومشكلات سیاسی موجود ، محدودیتهایی داشت بنابراین ترجیح میداد اقدامات انجام شده درحد حفظ وبقای جریانی كه درموقع مقتضی (فی المثل وزمانی كه سیاست ابرقدرتها ایجاب كند وبابهرحال زمینه ای فراهم شود) بكارگرفته خواهد شد ، باقی بماند .
سقوط رژیم شاهنشاهی وپیروزی انقلاب اسلامی وبهم ریختگی طبیعی اوائل انقلاب ،سران رژیم عراق راترغیب كرد كه امیال ومطامع خود رامجددا قابل طرح ببینند وحركات قومی ومحلی جدیدی را، این بار علیه یك رژیم انقلابی، ساماندهی وتداركات كنند . چگونگی ادامه جریان وشرح ماوقع درمبحث بعدی خواهدآمد امابدنیست همین جابه یك سند ستاد ارتش جمهوری اسلامی مورخه 27 / 1 57
اشاره شود ، كه حاكی است : دفاترجبهه آزادیبخش خوزستان دربصره والغفاره افتتاح (شده) وشروع به ثبت نام نموده‏اند .

همانگونه كه ذكرشددركنارجریان فوق الذكر ، یك جریان مبارزاتی مذهبی و اسلامی وجودداشت كه درآن مومنین منطقه ، اعم ازعرب وفارس شركت داشتند .
این جریان به منبع ایجادنهضت سراسری مذهبی ناشی ازقیام 15 خرداد 42 درخرمشهر بوجود آمد . تحت تاثیر آن ، عده ای ازنیروهای مذهبی وعمدتا جوان شهربه فعالیتهایی دست زدند كه به تشكل هائی منجرشد .
درخرمشهر تناسب بابافت اجتماعی ـ 80 عرب زبان بومی و20 غیربومی كه سالها قبل به آنجا مهاجرت كرده بودند ـ روحانیت نیزبه دودسته مهاجروبومی قابل تقسیم بود . شیخ محمد طاهرآل شبیرخاقانی ، محورروحانیت بومی شهر، محسوب می‏گردید . وی درمیان عشایر عرب زبان ایران ونیزدربرخی كشورهای عربی مقلدینی داشت ودراینرابطه در حدمرجعیت ومطرح بود .
اما تجمع نیروهای فعال زمینی درمسجد امام صادق ، ازحدود سال 42 حول محورشیخ ،باعث شد شخصیت وی بعنوان روحانیت مبارز شهر،مطرح شود . درحالیكه وی بدلیل بینش خاص خودواینكه عملا خودراازامام ودیگرمراجع اعلم می‏دانست ونظرات خودرادرمسائل منطقه كلا برنظرات امام مقدم می‏شمرد و نیز بدلیل نوع برخورد بارژیم اتخاذ سطح نازل و راه مبارزه با آن نتوانست نیروهای فعال و پرشور مذهبی را بخوبی جذب و حفظ كند و رهبری آنانرا درامر مبارزه برعهده بگیرد . ازاین رو درسال بعد مبارزه نیروهای مذهبی خرمشهركه مرتبا درحال گسترش بود ، دچار تشتت وپراكندگی شد . فقدان یك مركزیت محلی قوی ومناسب ، اختلافاتی بین تجمعات مذهبی پدید آورد . دستگیریهای وضربات ساواك كه به دلیل تحركات عراق ، درمنطقه فعال بود نیزمزید برعلت شدونهایتا نیروهای مذهبی كه دیگرشهرراواجد شرائط وزمینه مساعد نمی‏یافتند ، برخی باانتخاب زندگی مخفی ازشهرهجرت كردند وبعضی نیزبدون حركت جمعی و چشمگیر در شهر ماندند.
همزمان با اوج گیری تظاهرات واعتصابات سراسری دراواخردوران رژیم شاه ، بازهم فعالیت نیروی مذهبی شهرتشدید شد و این ازثمرات سابق این نیروها بود حركت های انقلابی به صورت فعالیت های فرهنگی (نمایشگاه كتاب و
……….) ونیزتظاهراتی كه غالبا رنگ خشونت می‏گرفت بعضا به شكست شیشه های بانك ها وامثالهم می‏انجامید وهمچنین بصورت تحصن وپخش اعلامیه و…… انجام می شد.
این تحركات كه تنها بوسیله نیروهای مذهبی شهر، متاثرازحركت كلی انقلاب اسلامی دردیگرشهرها ، صورت می‏گرفت ،توانست اقشارمختلف دانش آموزی وغیره رابخوبی جذب كند ورشد گسترش مداوم حركت راباعث شود .
دراین دوران ، گرچه مركزیت تجمع نیروهای انقلابی ، عمدتا مسجد امام صادق ( مسجد شیخ شبیرخاقانی ) بود گرچه خود شیخ شبیرنسبت به سایر روحانیون ـ شهردرامرمبارزه بیشترشركت داشت ولی همان بینش واعتقادات سابق الذكركه با خصلت رهبری طلبی مستقل ازامام وبرخی ضعف های بینشی وخصلتی توام میگردید . همچنان وجودداشت ومانع قوت وتعمیق هرچه بیشترجریان انقلاب می‏شد . امری كه آثارش بعدازپیروزی انقلاب اسلامی ، در مسائل ودرگیریهای شهری ، آثارسوءخود را نشان داد ( درمبحث بعد به آن پرداخته خواهد شد ) .

نكته مهمی كه قابل توجه است اینكه دردوران اوج گیری مبارزه علیه رژیم شاه كه منجربه پیروزی انقلاب اسلامی می‏گردید . حركت های مردمی وانقلابی درخرمشهر یكسره مذهبی بود وحركت قومی سابق الذكر، كه دربرابرحركت عظیم شهركاملامحو وخاموش بود . بخصوص اینكه عراق تحلیل وچشم اندازروشنی ازادامه كارنداشت .

بهرحال ،هرچند بطورانفعالی ، درجلسات كنسولگری عراق درخرمشهردرباره پیروزی حاصل ازجنبش جدید ونیز میزان اهمیت آنچه درایران می‏گذرد ونوع برخورد باآن بحث می‏شد . این رژیم درمجموع منتظر ومترصد بود تادرزمان مناسب ازتزلزل رژیم شاه درجهت اهداف درازمدت خود دربارة خوزستان ، استفاده كند ، اما دربعد تبلیغاتی سیاسی منشی زیررابرگزید .
ـ زمینه سازی تبلیغاتی برای تضعیف نوافق الجزایر
ـ اعلام عدم مداخله دراوضاع داخلی ایران

(در این قسمت اجمالی از ماوقع ذكر خواهد شد )و نیز آنگونه كه در قسمت قبل توضیح داده شد روی كار آمدن صدام حسین و حذف حسن البكر ، با ایجاد تغییراتی در سیاست های كلی عراق در زمینه مناسبات جهانی این كشور مقارن بوده است . نزدیكی به غرب و ستیزه جویی روبه افزایش علیه انقلاب اسلامی تا حد در گیری نظامی را می توان بعنوان دو مشخصه مهم و اصلی تشكیل دهنده سیاست عراق ذكر كرد كه سرانجام به آغاز جنگی وسیع از سوی این رژیم انجامید.
در قسمت گذشته ضرورتا" كلیاتی از روابط و برخودرهای ایران و عراق در فاصله زمانی بر كناری البكر تا شروع جنگ سراسری ، مقدم بر دنباله حوادث خرمشهر ، ذكر
شد . زیرا حوادث و وقایع خرمشهر در طی این دوره هنگامی به درستی مفهوم خواهد بود كه هنگام بررسی در چهارچوب وسیعتری از روابط ایران و عراق قرار داده شود.
بهر صورت اهم مسائل خرمشهر طی مقطع یاد شده ، در قسمت حاضر از این سلسله مقالات دنبال شده است .

خرمشهر و جنگ انفجارات
حاكمیت عراق پس از بر كناری البكر ، همچنان اعمال توطئه گرانه خود در خوزستان را دنبال كرد كه البته روش ها و اهداف نسبت به دوره قبل متفاوت است در گذشته در تاكتیك های عراق نوعی زمینه سازی ایجاد و گسترش نفوذ سیاسی اجتماعی خود اما تحت عنوان خلق عرب ، تعقیب می شد و جدا كردن خوزستان از ایران ، از اینراه دنبال می گردید . اما در این دوره اقدامات عراق شامل تحركاتی می شد كه در صورت موفقیت كامل نیز فقط با آغاز یك جنگ و در گیری نظامی گسترده میتوانست به نتیجه برسد و فی الواقع نوعی زمینه سازی برای جنگ بود. اقدامات عراق طی این مقطع ، در خوزستان را می توان در سه مقوله زیر خلاصه كرد .
1-شناسایی (درمرزهاو خطوط مقدم توسط دیده بانها و گشتی ها و نیز توسط عناصر وابسته در داخل )
2-تحركات ممرزی (ساختن استحكامات ، نقل و انتقال و تجمع نیرو و حركات ایذائی آزمایشی و تخریبی)
3-انفجار و خرابكاری در داخل (توسط گروهها و عناصر وابسته )
آنچه در حوصله بحث حاضر می گنجد موضوع سوم است كه مورد بررسی قرار می گیرد.

انفجارات و ماهیت عوامل بمب گذار
قبل از آنكه در موردچگونگی انفجارات و میزان وسعت آن و نیز نوع اماكنی كه در معرض آسیب قرار می گرفت توضیح داده شود ، تذكر این مسئله ضروری است كه انفجارات ، عموما" ،بجز معدودی از آنها ، در اماكنی انجام می گرفت كه بمب گذاری در آن كتری بسیار ساده بود . فی الواقع بمب گذاریها غالبا" ارزش عملیات چریكی كه بمعنای قدرت نمائی و انجام یك كار حساب شده تشكیلاتی باشد را نداشت و هیچگونه بار تبلیغی و ترویجی مناسبی نمیتوانست همراه داشته باشد . بر عكس به دلیل آنكه بعضا" ، بنحو بسیار جنایتكارانه أی در اماكن عمومی انجام میگرفت . حتی برای آنانكه مختصر علائق قومیت عربی نیز با خود داشتند ، موجب تنفر و انزجار افكار عمومی ،باروش های فاشیستی و سر كوبگرانه همه سیاستهایش را پیش برده است ، در اینمورد نیز ،بدون كوچكترین توجه به تبعات اجتماعی آن ،در حد بسیار وسیعی روی این كار سرمایه گذاری كرده بود.
در این رابطه گروهها و عناصر منفرد . سازماندهی می شدندو با آموزش های لازم در عراق به داخل بازگشته و به عملیات بمب گذاری می پرداختند.عده أی از عوامل بمب گذار صرفا"بمنظور كسب پول وارد این ماجرا شدند.
عده أی نیز باقیمانده عناصری بودندكه در فاز قبلی فعالیت داشته و بعد از 25تیر 58متواری گشته و به عراق رفته بودند .عده أی نیز از ابتدا بهمین منظور توسط عراق در گروههای خرابكاری مختلف سازماندهی شده و در پشت سر و یا در پوشش سازمان های علنی سیاسی و فر هنگی خلق عرب قرار گرفته بودند و از همان ایام ، به تناسب موقعیت به فعالیت پرداختند . اما در همه عوامل بمب گذار خصلت های مشتركی از قبیل فساد اخلاق ، اشتهار به ارتكاب منكرات ، روحیه ماجرا جوئی و در عین حال مزدوری ، سطح درك سیاسی اجتماعی نازل و استعداد آلت دست شدن و فریب خوردن توسط كادرهای اصلی و غالبا" بعثی سر دمداران اصلی ماجرا ، وجود داشت .
بعضی از عناصر بمب گذار افراد فقیر و بدبختی بودند كه با مبلغ ناچیزی حاضر
به ارتكاب این كار می شدند. اینهاكه از نظر فهم سیاسی و اجتماعی نیز در فقر شدید بسر می بردند ، با تحلیلهائی ازاین قبیل كه بمب گذاری باعث فرار عجم ها می شودو همه خوزستان بدست ما می افتد به اینگونه اقدامات كشیده می شدند. طبیعتا" عده أی از اینها در مواجهه با شدت عمل ، حتی با مشاهده دستگیریها به سادگی با مواد منفجره یا سلاحی كه در اختیارشان قرار داده شده بود ، خود را تسلیم می كردند. عدم انگیزه عمیق و قابل قبول ، از مشخصه های بسیاری از این عوامل است . گزارش های متعددی وجود دارد كه نشان می دهد ، عامل یك بمب گذاری و انفجار ، شب حادثه به مشروب خواری پرداخته و از اینراه سعی كرده است در خود مقدمات و زمینه های آمادگی انجام این عمل را ایجاد بكند .
می توان گفت كه یكی از بزرگترین ناكامی های عراق در خوزستان ، عدم موفقیت این رژیم در جذب نیروهای كیفی و قابل اتكا و كار آمد ، از میان اعراب خوزستان بود و از اینرو با وجود همه سرمایه گذاریها ، به جز معدودی عنصر صرفا" مزدور و جاسوس در تشكل های قومی وابسته به عراق نیروی قابل توجهی باقی نماند . در واقع ، رژیم عراق ، بدلیل ماهیت خود و نیز مطامع و اهداف ارتجاعی وتجاوز كارانه اش ، چیزی بیش از این نیز نمیتوانست انتظار داشته باشد .
در یك گزارش تحقیقی درباره گروههای قومی وابسته به عراق كه آنزمان مورد استفاده سپاه منطقه قرار گرفت ، نتایج حاصله در مورد سطح نازل سوادو تحصیلات اندك عناصر وابسته به گروههای مزبور ، توضیحی است در زمینه مورد بحث . متن این گزارش چنین آمده است :
"گروههای خلق عرب كه علیه جمهوری اسلامی سازماندهی شده اند ، با وجود اینكه از نظر شبكه تشكیلاتی ضد انقلابی در منطقه خوزستان نسبتا" قومی هستند ولی بدلیل خط مشی مزدورانه ، تاكنون نتوانسته اند جوانان تحصیل كرده و با سواد عرب را جذب كنند و بهمین دلیل ضربات مهلكی را تاكنون تحمل كرده اند .

رهبران این گروههای ضدانقلابی كه خود را پیشتاز ملت محروم عرب میدانند از مرتجع ترین و عقب افتاده ترین اقشار و افراد هستند . آنها عموما" یاساواكی بوده اند یا شیخ (پاورقی1) و شیخ زاده هستند در حالیكه دو كلمه ساواكی و شیخ از منفورترین كلمات نزد اعراب (نسبتا" آگاه )خوزستان می باشد."
همانطور كه گفته شد انگیزه مادی ، از قویترین انگیزه های عناصر ضد انقلاب مرتبط با عراق بوده است و رژیم عراق از این مسئله در استفاده از بینوایان و تهی دستان عرب حداكثر استفاده را می برد . این مسئله در اعترافات عناصر دستگیر شده و نیز نقل قول های افراد محلی ، مشهود بود . درباره چگونگی استفاده عراق از فقر مالی و فرهنگی موجود در منطقه ، در گزارش ستاد لشگر 92زرهی اهواز (ركن 2)به فرماندهی نیروی زمینی ارتش و استانداری خوزستان چنین آمده است :
"كمك های بیش از حد دولت عراق در مورد مایحتاج و وسائل زندگی توام با تبلیغات گسترده بنام خلق عرب در مناطق نوار مرزی ، باعث شده كه (بعضی )عشایر محتاج ، با عوامل اطلاعاتی عراقی در مورد انفجارات و جمع آوری اطلاعات صمیمانه همكاری كنند . "
در گزارش 27/1/59ستاد مشترك ارتش جمهوری اسلامی به وزارت خارجه در این باره چنین آمده است : "از طرف وزارت كشور عراق برای اقراد جبهه آزادیبخش خوزستان حقوق ماهانه در نظر گرفته شده است و به كسانی كه ماموریتهای محوله را در جهت خرابكاری در خوزستان بنحو احسن انجام دهند علاوه بر حقوق ، مبلغی هم به عنوان پاداش پر داخت خواهد شد . "

گزارش دیگری حاكیست كه در یك مقطع مورد نیاز عراق ، برای هر انفجار 50هزار تومان پرداخت می شده است علیرغم آنچه ذكر شد، عموم عشایر عرب خوزستان وفاداری و وابستگی خود به انقلاب اسلامی را در هر شرائطی حفظ كردند . و این مسئله از منزوی و مطرود بودن عناصر ضد انقلاب ، حتی در میان قبیله و عشیره خود به شكل همكاریهای متعدد عشایر با نیروهای انقلابی در شناسایی و سركوب عوامل وابسته به عراق و اعلام وفاداری های علنی آنان بصورت راهپیمائی و غیره ، مشهود بود. بخشی ار یك گزارش راجع به همكاریهای مردمی كه ذیلا" درج میشود ،نمونه خوبی است از وضعیت عناصر مرتبط با عراق در همان محل زندگی خویش : "شب هنگام ،گونی دوش عبود ، توجه زن همسایه را جلب میكندو وی تهدید می كند به سپاه خواهد گفت كه گونی بر دوش و اسلحه در دست داشته است . عبود دیگر به منزل نمی رود."
رژیم عراق با وجود سرمایه گذاری فراوان در این راه ، هیچگاه موفق نشد در جهت جدا كردن اینان از جمهوری اسلامی ، دستاورد با اهمیتی كسب كند .
در مورد عناصریكه در تشكیلات ضد انقلابی سازماندهی شده توسط عراق به كار گرفته می شدند ، نگاهی به وضعیت آنان بعد از آغاز جنگ و بهنگام اشغال مناطقی از خوزستان ، می تواند ماهیت و انگیزه های آنانرا بهتر نشان بدهد ، از اینرو ذكری از این مقطع در اینجا ضروری است .

گزارش های واصله منابع محلی نشان می داد كه با شروع جنگ ، عناصر یاد شده زیر نظر نظامیان اشغالگر عراقی قرار گرفته اند و به صورتهای زیر از آنان استفاده می شود: راهنما برای ارتش عراق - مترجم بیسیم - رزمنده در گردان های چریكی تشكیل شده - فعالیت جاسوسی و بردن اطلاعات نظامی برای عراق - بردن روزنامه ها و مجلات فارسی برای عراق - انجام انفجارات (موارد اخیر توسط عناصر شناخته نشده كه قادر به تردد در مناطق غیر اشغالی بودند ، انجام می شد.)

موارد فوق تنها فعالیت های گزارش شده اینان نیست . گزارش منبع محلی دیگری حاكیست : "حسین داماد سعید ..و فرزندش ناجی كه قبلا" در سازمان سیاسی خلق عرب فعالیت داشتند در خرمشهر اشغال شده با عراقیها همكاری دارند و به اتفاق دیگران ،خانه های مردم را غارت میكنند."

در گزارش دیگری آمده است : " عباس علی پور معروف به مزان كه با عراقیها همكاری می كند در گفتگو با فردی كه می خواست ویرا به مناطق اشغالی ببرد ، برای ترغیب وی به رفتن ، گفته است : در خرمشهر جنس فراوان داریم و تمام مغازه های خرمشهر در اختیار ماست . عراقیها به ما مشروب ، می دهند . سید هادی مزاری پور آنجاست و .."(30/10/59)

نحوه برخورد با اسرا نیز از موارد قابل ذكر در بیان ماهیت و اعمال این عناصر است بعنوان نمونه به یكی از گزارشهای رسیده به سپاه خرمشهر در مورخه 23/10/60اشاره می شود . این گزارش حاكیست كه عده أی از ضد انقلابیون پیوسته به عراق ، باتفاق عناصری چون سید هادی مزاری پور ، عبدالحسین عراقی (از ضد انقلابیون مشهور و متواری جزیره مینو)، صدام زویدات (پسر شیخ حامد زویدات است (پاورقی2)) و شیخ ضیا خاقانی كه آموزش و توجیه و رهبری ضد انقلابیون مناطق اشغالی جذب شده به ازدوی عراق را به عهده دارند ، در موارد زیر مورد استفاده عراق قرار میگیرند.
-شناسایی اسرا
-اقدام برای جذب اسرای عرب زبان در جهت پیوستن آنها به ستون پنجم و ضد انقلاب .
-تخلیه اطلاعاتی ، شكنجه و حتی تیر باران خود سرانه اسرا.

میزان كینه توزی و جنایات اینان در برخورد با اسرا از دشمنان بعثی نیز بعضا" فراتر می رفت و حتی اعمالی چون بریدن سر اسرائی كه در حین یك نقل و انتقال در صدد فرار بر آمده بودند نیز ، جز مشاهدات یك منبع ذكر شده است .
اختلافات ناشی از بروز هر چه بیشتر فسادهای خصلتی در بین رهبران ضد انقلابیون نیز از مواردی است كه قابل ذكر می باشد . در این زمینه می توان به بخشی از گزارش اطلاعات و تحقیقات سپاه خرمشهر مورخه 19/2/60اشاره كرد : "علیرغم آنكه عراق سعی كرده است كه سه سازمان سیاسی اعراب ضد انقلاب ، یك جبهه متحد ایجاد كند ، مدتی است بر سر رهبری یكی از سه سازمان "المنطقه السیاسیه شعب العربی فی عربستان "(سارمان سیاسی خلق عرب عربستان )بین طرفداران سید هادی مزاری پور و مكی فیصلی اختلافات شدیدی بروز كرده است . مخالفین سید هادی همه جا می گویند ، سید هادی فرد كثیفی است و صرفا" بدنبال ریاست كردن است و هر كس ( از عناصر داخلی ) با وی كار نكند دوستانش او را به دولت ایران معرفی می كنند ، این اختلافات در نقاطی به خلع سلاح و درگیریهائی منجر شده است كه نهایتا" عراق عده أی از دوطرف را خلع سلاح كرده است ."

در شرایطی كه گزارش دیگر از در گیریهای مشابهی حكایت می كند: "از چندی قبل بین هادی مزاری پور و عبدالحسین عراقی اختلاف شدیدی بروز كرده و هر یك دیگری را عامل كشته شدن دو تن از عوامل داخلی بدست پاسداران می دانند. اختلافات تا آنجا بالا گرفته است كه استخبارات عراق برای پایان دادن به آن دخالت كرده است .(12/4/60)

رقابت این رهبران بر سر ریاست در واقع رقابت بر سر كسب مزایائی چون اتومبیل شخصی ، منزل بصره و .بوده است كه هر كدام دیگری را به طمه كاری بیشتر متهم می كردند . این گونه افشاگری منحصر به رهبران نبوده است بلكه در مواردی باعث اعتراض عناصر عادی ضد انقلاب نیز شده است در این زمینه به بك گزارش از اطلاعات سپاه خرمشهر مورخه 3/4/60می توان اشاره كرد: "اخیرا"45نفر از عناصر ضد انقلابی كه در منطقه اشغالی خرمشهر فعالانه با عراقی ها همكاری می كنند ، دسته جمعی شكایتی تنظیم كرده و به دفتر ریاست جمهوری عراق داده و اعلام كرده اند كه حاضر نیستند افرادی چون سید هادی مزاری پور و..را بعنوان رهبران خود بپذیرند ."
دلائلی برای این عدم پذیرش ذكر شده كه دو مورد زیر قابل توجه می باشد : "اینها تا بحال حقوق ماهانه مارا كه 75دینار است گرفته و فقط 25دینار آنرا بما داده اند ، با ساختن اسناد جعلی كمك های نقدی دولت بعث به خانواده زندانیان و شهدا را به نفع خود بالا می كشند و در اختیار آنان نمی گذارند ."

آثار انفجارات و میزان وسعت آن در مقاطع مختلف
پس از وقایع تیر ماه 58، اولین موج وسیع انفجارات با شدت وحدت فراوانی ایجاد شد، بصورتیكه تا مدتی هر روز حداقل یك انفجار در سطح خرمشهر رخ می داد و گاهی 3الی 4انفجار در روز صورت می گرفت . این انفجارات وسیع از طرفی نوعی انتقام وقایع خرداد و تیر بود و عراق سعی می كرد ضربات سنگین وارد شده به گروههای ضد انقلابی را با جو رعب و وحشت عمومی ، ناشی از انفجارات جبران كند از طرف دیگر وارد كردن صدمات اقتصادی و نیز ضربات سیاسی و تبلیغاتی به جمهوری اسلامی مطرح بود . از نگاه عراق این احتمال متصور بود كه جمهوری اسلامی تحت فشار ناشی از این ضربات ، در منطقه منفعل شود و به ضد انقلاب به نوعی امتیاز بدهد ، در اینصورت فعالیت سیاسی اجتماعی گروهها بار دیگر آغاز می شد و از موضعی بالاتر و با خواستهای ضد انقلابی صریحتری ،خط سابق ادامه می یافت . احتمال دیگر این بود كه جمهوری اسلامی تسلیم این ضربات نشود و توسط نیروها به مقابله با این تحركات برخیزد و سركوب آنرا در پیش بگیرد در اینصورت عراق خط تعمیق دشمن " عرب و عجم " در منطقه را با شدتی بیشتر از گذشته ،دنبال میكرد و با كشاندن هرچه بیشتر عناصر هوادارخویش به درگیریهای حاد مسلحانه فضائی از خشونت و كینه توزی مفرط و راهی بدون بازگشت پیش روی مردم عرب زبان خوزستان باز می كرد . در نهایت این راه بعنوان تنها راه و تنها نقطه اتكا اعراب خوزستان تثبیت می گردید و در شكاف عمیق ایجاد شده بین مردم و نظام جمهوری اسلامی میتوانست مطامد عراق تعقیب و دنبال شود و به نتیجه برسد.

ایجاد و درگیری مسلحانه دائمی ، نتیجه دیگری نیز برای عراق می توانست داشته باشد و آن اینكه در تبلیغات جهانی چنین وانمود می گردید كه عراق در منطقه با ارزش جنوب ایران پایگاه قدرتمندانه أی دارد و در صورت لزوم میتواند از آن استفاده كند . در واقع انفجارات در سرزمین هائی كه در آن عراق مطامع تجاوز كارانه أی را مطرح و دنبال می كرد ، حداقل بمعنای نوعی اعلام حضور تلقی می گردید(1)واین مزیت سیاسی تلیغاتی قابل توجهی بود كه عراق و پشتیبانان جهانی آن ، میتوانستند برای توجیه هرگونه تجاوز علیه انقلاب اسلامی ، از آن استفاده كنند و ضربات اقتصادی به جمهوری اسلامی نیز از دستاوردهای انفجارات برای عراق محسوب می گردید .انفجار لوله های نفت كه بدلیل وسعت و پراكندگی در سطح منطقه ،به آسانی قابل انجام بود مدنظر قرار گرفت .در مورد خرمشهر نیز ، اگر عراق به ایجاد نوعی تعطیلی در فعالیت بندری شهر موفق می گردید از نظر اقتصادی حائز اهمیت بود از اینرو ، از جمله تلاشها، ایجاد انفجار در بندر و اسكله ها بود كه حمل و نقل كالا را دچار اختلال و توقف كند.
اولین موج انفجار عراق در خوزستان ، با همه شدت و فشار آن در شروع ، به كسب دستاورد با اهمیتی برای عراق منجر نشد و با دستگیری و اعدام عناصر بمب گذار كه به ارتباط خود با عراق و مزدوری برای این كشور اعتراف میكردند و بخصوص بدلیل وجود آمادگی عمومی در نظر مردم (اعم از فارس و عرب ) علیه ضد انقلاب (2)، بدون آنكه نتایج مورد نظر عراق را ببار بیاورد فروكش كرد . بنحویكه در شهریور ماه بجز موارد معدودی نظیر انفجار یك پل راه آهن واقع در كیلومتر 80اهواز خرمشهر ، بین ایستگاه حمید و حسینیه ، كه صدماتی قابل ترمیم به آن وارد گزدید ، اقدام مهمی از سوی عناصر ضد انقلاب در این زمینه صورت نگرفت .

این وضعیت حاكی از آن بود كه این حركت عراق در عین اینكه با تدارك وسیعی شروع شده است ، ولی توان كافی برای تداوم نداشته و دستگیریها و نوع واكنش عمومی مردم آنرا به شكست كشانده است . اما طبیعی بود كه این بمعنای پایان ماجرا نیست(3)،بخصوص آنكه تغییرات حاصله در رهبری عراق و قدرت بیشتر صدام در حاكمیت این كشور ، افزایش كینه ها و دشمنی رژیم بعثی با جمهوری اسلامی را نشان می داد و این می توانست بمعنای آن باشد كه فروكش كردن این موج انفجارات كه فی الواقع در زمان حاكمیت البكر پایه گذاری شده بود ، موقتی است و حاكمیت جدید در تدارك و سازماندهی ضد انقلاب تازه أی می باشد ، كه چگونگی و میزان وسعتآنرا ، چارچوب سیاست ها و اهداف حاكمیت جدید تعیین می كند.

در عمل ، از اوائل مهرماه 58، فاز جدید انفجارات شروع شد كه تا آخر سال 58بخصوص در سه ماه اول ،(نیمه دوم) از شدت بسیار و وسعت زیادی بر خوردار بود . این جریان در سال 59،تا شروع جنگ تحمیلی نیز،البته با دامنه أی محدودتر ، ادامه یافت .

فی الواقع ، صدام حسین ،با جنایت پیشگی خاص خویش ، از یك سال قبل از تحمیل جنگ 8ساله به ایران ، جنگ اعلام نشده و یكطرفه انفجارات را علیه انقلاب اسلامی آغاز و پیگیری كرده بود . جنگی كه ناجوانمردانه ترین اعمال را در خود داشت و طی آن مردم خوزستان بویژه مردم خرمشهر ، قبل از اینكه در زیر بمب ها و موشكها و گلوله های توپ و خمپاره ارتش عراق قرار بگیرند ، در اثر انفجار بمب هائیكه اكثرا" در اماكن عمومی نظیر بازار و خیابان و كتابفروشی و ساندویچ فروشی و قطار مسافری و بندرگاه و امثال آن كار گذاشته می شد ، به خون خود می غلطیدند و یا داغدار عزیزانشان می شدند . در منطق بعثی ها همواره ارعاب و خشونت علیه مردمی كه هوادار و دنباله رو خواستها و مطامع رژیم عراق نیستند نتیجه بخش تلقی می شود اما در اینجا ، جز افزایش نفرت مردم از صدام كه با خرید فاسد ترین عناصر و با دست آنها در مجامع عمومی آتش و بمب می ریخت ،حاصلی ببار نمی آورد .

فهرستی از انفجارات و بمب گذاری ها كه بر اساس اخبار گزارش شده توسط منابع مختلف تهیه شده است ذیلا" درج می گردد، كه نشاندهنده چگونگی انفجارات ، نوع قربانیان ، میزان انفجارات در زمانهای مختلف ، نوع اماكن و مراكز هدف قرار داده شده و بطور كلی سیر یكساله انفجارات قبل از آغاز جنگ تحمیلی است . این فهرست هر چند نمیتواند كامل باشد و موارد دیگری از انفجارات وجود داشته است كه تلاش شده است اخبار مربوطه از منابع و مآخذ متعدداستخراج و مقایسه و انتخاب شود و از انتخاب اخبار از كانالی واحد پرهیز گردد. برخی اخبار نیز بدلیل نیاز به توضیح بیشتر از چند منبع مختلف ذكر شده است ، فی المثل در ماجرای انفجار قطار مسافربری . در سایر موارد از میان چند منبع به ذكر خبر از یكی از آنان اكتفا شده است . این فهرست می توانست بر اساس اماكن مورد هدف ، بصورت موضوعی تنظیم شود تا مشخص گردد عملیات خرابكارانه بیشتر چه اهدافی را دنبال می كرده ، اما سیر زمانی محور قرار گرفته است تا اقدامات انجام شده بگونه أی كنار هم قرار بگیرد كه میزان وسعت و چگونگی انفجارات در مقاطع زمانی مختلف مشخص بشود.

نكته آخر اینكه بررسی انفجارات و توجه به اماكن هدف قرار داده شده نشان می دهد رژیم عراق تنها در جذب و بكار گیری عناصر و عوامل بمب گذار محدودیت داشته است وگرنه از نظر سبعیت و بی توجهی به اصول اخلاقی و انسانی و عرف مبارزه ، امكانات و پشتیبانی سیاسی تبلیغاتی جهانی ، در ارتكاب جنایات نه تنها هیچگونه محدودیتی نداشته بلكه از آنها در حدی فراتر از توان بكارگیری نیز بر خوردار بوده است .

بهر صورت فهرست یادشده با سیر زمانی ، ازمهر 58 تا شهریور 59به قرار زیر است . (پاورقی3)
***
خبر گزاری پارس -رادیو لندن به زبان فارسی -8/7/58
"در ایالت نفت خیز خوزستان ،چریك ها یك مركز مخابراتی را منفجر ساختند . انفجار ، برج دكل مركز را سرنگون ساخت و به ساختمانهای مركز آسیب رسانید و ارتباط تلفنی با شهرهای آبادان و خرمشهر را قطع نمود."
گزارش نگهبانی دكل ماكروویو به استانداری خوزستان :
"در ساعت 30دقیقه بامداد 8/7/58،با انفجار شدید احتمالا"تی ان تی ،دكل ماكروویو كیلومتر 40اهواز خرمشهر سقوط كرد . دكل های آنتن مكروویو از بین رفت . قسمتی از اطاق رله خراب شد . دستگاههای رله جابجا شده و احتمالا" قسمت هائی از آن آسیب دیده است ."
***
خبر گزاری پارس - رادیو مونت كارلو 8/7/58
"روز گذشته در بازار خرمشهر ، بندر بازرگانی اصلی در استان خوزستان ،یك بمب منفجر شد."
روزنامه بامداد -9/7/58-اهواز
"حدود ساعت 3بعد از ظهر دیروز دو بمب به فاصله زمانی 30دقیقه یكی در جاكولری كتابخانه و دیگری در محوطه چمن خارج از دانشگاه (اهواز )منفجر شد."
***
روزنامه كیهان -10/7/58
"پریشب بمبی در حوالی پشت ساختمان فرمانداری خرمشهر شد . فرماندار خرمشهر گفت كه تنها به شیشه های ساختمان آسیب رسیده است ."
***
خبر گزاری پارس -اهواز - 11/7/58
"دیشب برای منفجر كردن قسمت پخش شركت نفت در ناحیه "حزم كوشك"اهواز ، ماده منفجره أی پرتاب شده كه به درخت اصابت كرد و در محوطه چمن منفجر شد و تلفات و خساراتی ببار نیاورد ."
***
تلفنگرام استانداری خورستان به وزارت كشور - 11/7/58
" در ساعت 10/4روز جاری در یك واگن مسافری قطار خرمشهر تهران در 25كیلومتری اهواز ،انفجاری روی داد كه بر اثر آن سه واگن سوخته است . این حادثه تاكنون 8كشته و22زخمی داشته است . 12زخمی سرپائی معالجه و مرخص شده اند . "
روزنامه بامداد - 12/7/58
" دیروز در اثر انفجار در قطار خرمشهر تهران 7تن كشته و تعداد زیادی زخمی شدند . این قطار دارای 14واگن بود و انفجار در واگن یازدهم رخ داده است و دو واگن دیگر نیز منهدم شده اند . ظرفیت سه واگن 216نفر است كه احتمال می رود تعداد قابل توجهی از این افراد جان خود را از دست داده باشند.(4)
***
روزنامه اطلاعات - 12/7/58
" قبل از ظهر امروز یكی از انبارهای كارخانه نورد اهواز ، بر اثر انفجاری خراب شد . گفته می شود افراد ناشناس ، بمنظور خرابكاری ،در این انبار مواد منفجره كار گذاشته بودند."
***
تلفنگرام استانداری خوزستان به وزارت كشور -13/7/58
"در ساعت 50/8روز جاری ، انفجار مهیبی در بازار سیف خرمشهر بوقوع پیوست كه تا این لحظه (ساعت 11)دو نفر كشته و 25تن زخمی شده اند كه حال دو تن از زخمی ها و خیم است . "
خبر گزاری پارس - رادیو لندن 13/7/58
" بهنگام انفجار بمبی در بازار پر از ازدحام خرمشهر ، یك نفر كشته و حداقل 35تن زخمی شدند. "
***
روزنامه كیهان 14/7/58
ساعت 30/10پنج شنبه شب گذشته ، بمبی با صدای مهیب در بازار پارچه فروشان (قیصریه )آبادان منفجر شد كه تلفات جانی نداشت ."
***
روزنامه بامداد-15/7/58
" پریشب ، 9بعد از ظهر و بامداد دیروز (2بامداد )دوبار به ایستگاه ماكروویو " گوش آرا " واقع در چهل كیلو متری اهواز بهبهان حمله شد. افراد ضد انقلاب سرانجام با تیر اندازیهای متقابل گروههای استحفاظی متواری شدند و حمله آنها خنثی شد ."
***
(گزارش برای سپاه خوزستان )-15/7/58
" پریشب یك لوله نفت در كیلومتر 15اهواز اندیمشك ، بر اثر خرابكاری ضد انقلاب منفجر شد ."
***
روزنامه كیهان -15/7/58
"بعد از ظهر دیروز ، در اهواز ، بر اثر انفجار مین ، یك نفر كشته و یك نفر زخمی شد . این انفجار كه در سه راهی اهواز خرمشهر اندیمشك روی داد ، از سوی عوامل ضد انقلاب طراحی و اجرا شده است ."
***
گزارش لشگر 92زرهی اهواز(پاورقی4) مربوط به 18/7/58
" در ساعت 30/23مورخه 18/7/58بمبی در جلوی اداره دارائی خرمشهر توسط عابری كشف شد كه توسط وی به آب انداخته شد و خسارتی نداشت . عابر تحت نظر سپاه پاسداران است .
***
خبرگزاری پارس -روزنامه اطلاعات 26/7/58
"شب گذشته در كیلومتر 4روستای ویس از توابع اهواز ، كنار جاده اهوار مسجد سلیمان ، بر اثر خرابكاری دو لوله نفت خام منفجر شد . یك انفجار هم در چاه شماره 57كه قبلا" بسته شده بود روی داد. "
***
گزارش (برای سپاه خوزستان ) 26/7/58
" بدنبال رسیدن گزارش مردمی ، مواد انفجاری كارگذاشته شده در زیر دكل برق در پل نو ، كشف و خنثی شد."
***
خبر گزاری پارس -صوت الجماهیر عراق (بزبان عربی )28/7/58
"دیشب انفجار بزرگی در شهر اهواز ، در اتوبوسی كه در یكی از خیابانهای اصلی متوقف بود رخ داد . همچنین گفته شدكه عده أی ناشناس از اتومبیل كه با سرعت حركت میكرد ، بمبی بسوی مقر سابق استانداری عربستان پرتاب كردند كه بر اثر آن به ساختمان آسیب رسید."(6)
***
گزارش ژاندارمری به وزارت كشور - مربوط به 30/7/58
"در ساعت 45/8-30/7/58، یك واگن باری قطار كه در 5/1كیلومتری شرق پاسگاه دور بند خرمشهر متوقف بود ، منفجر گردید."
***
روزنامه بامداد 3/8/58
"بدنبال موج بمب گذاری هائی كه در چند روز اخیر خرمشهر را فرا گرفته است در 24ساعت گذشته دو بمب دیگر در دو نقطه خرمشهر منفجر شد . این بمب ها صوتی بوده و خسارات و تخریبی در پی نداشت ."
***
گزارش شهربانی(پاورقی5) دزفول به وزارت كشور -مربوط به 8/8/58
" در 8/8/58در خیابان امام خمینی دزفول ،یك وانت كه در آن بمبی فرار داده شده بود منفجر شد . در این حادثه یك نفر كشته و 13نفر مجروح شدند كه حال سه تن از آنان وخیم است ."
***
روزنامه اطلاعات -9/8/58
"8قالب یك پوندی مواد منفجره كه در خرمشهر ، در اطراف فلكه آتش نشانی ، در لابلای زباله ها كار گذاشته شده بود ، توسط پاسداران كشف شد."
***
خبر گزاری پارس 17/8/58
"دیشب دو لوله نفت در منطقه دارخوین واقع در جاده اهواز آبادان منفجر شد ."
***
بخش فارسی رادیو بغداد - 17/8/58
"شب گذشته در نزدیكی شهر شوش در عربستان ، یك لوله نفت منفجر شد . "
***
گزارش شهربانی خرمشهر به وزارت كشور - مربوط به 25/8/58
" در ساعت 16-25/8/58، بمبی در نزدیكی شبكه برق خیابان بایندر ایستگاه ماشین های كرایه آبادان - خرمشهر منفجر شد كه آسیب جانی نداشته است ."
***
روزنامه جمهوری اسلامی - 27/8/58
" دو روز قبل ، دو انفجار در خرمشهر صورت گرفت . یكی در محله كوت شیخ و نزدیكی ترانسفورماتور برق ودیگری در یك رستوران واقع در فلكه فرودگاه بین آبادان و خرمشهر .
دو روز قبل لوله نفت موسیان واقع در شهرستان دهلران منفجر و دچار
حریق شد ."
رادیو صوت الجماهیر بزبان عربی 27/8/58
" انفجار یك بمب ساعتی زیر یك لوله نفتی بین یك چاه نفت در ایلام و منطقه عربستان ، باعث آتش سوزی در این لوله نفت شد در محمره ،یك بمب در نزدیكی یك ایستگاه برق و یك بمب دیگر در نزدیكی یك هتل منفجر شد ."
***
خبر گزاری پارس - 5/9/58
"در ارتباط با انفجار بمبی در مقابل استانداری خوزستان (جاسازی شده در یك بیوك -كیهان 6/9/58)خبر نگار خبرگزاری پارس گزارش داد كه در محل انفجار این بمب ، اعلامیه هائی به دو زبان عربی و فارسی پیدا شده است . متن اعلامیه :
"هموطنان گرامی .بنام شهید حامدالسحر امروز یك دستگاه (اتومبیل)از طرف جوانان خلق عرب در اهواز منفجر شد و از اینگونه فداكاریها دست بردار نیستیم . جنبش خلق عرب در ایران ."
***
روزنامه اطلاعات 10/90/58
به گفته یك مقام آگاه شركت نفت :دو لوله نفت در 30كیلومتری راه اهواز اندیمشك منفجر شد . همچنین دو بمب صوتی در خیابانهای خرمشهر منفجر شد كه تلفاتی نداشت ."
***
روزنامه كیهان -12/9/58
"عصر شنبه یك كیف حاوی مواد منفجره در خیابان امام خمینی اهواز منفجر شد
كه بر اثر آن 15تن مجروح شدند ."
***
روزنامه بامداد - 19/9/58
"بوسیله یك كارگر شركت نفت ،11قالب مواد منفجره در زیر لوله های نفت روبروی سینما تاج آبادان كشف شد ."
***
روزنامه كیهان -24/9/58
"سپاه اهواز خبر داد 7قالب نیم پوندی تی ان تی در خط آهن اهواز اندیمشك كشف شده است . این مواد بین ایستگاههای خاور و بام دژ، در روی ریل كار گذاشته شده بود ."
***

ادامه در صفحه دوم





Admin Logo
themebox Logo